Sunday، March 14، 2010

ماکت طرح چهار

مشخصات ماکت طرح چهار

مشخصات آلبوم و فایلهای سمپل در تاریخ بیست و نهم اسفند اعلام می گردد.

Tuesday، February 02، 2010

برنامه تحویل پروژه موقت دانشجویان طراحی معماری چهار

شنبه 1 اسفند 1388 ساعت 12 در محل دانشگاه

تمامی پلانهای با مقیاس 1:200
(پلان طبقات + پلان بام + پلان سایت )
تمامی نماها با مقیاس 1:200
دو مقطع طولی و عرضی با مبلمان در مقیاس 1:200
موارد فوق بصورت پلات روی ورق سفید

پرسپکتیوهای بیرونی همراه با نور روز و شب
پرسپکتیوهای داخلی با نورپردازی
پرسپکتیوهای خاص از نمای خیابان (روز و شب)
موارد فوق به صورت فایل کامپیوتری

ارائه گرافیکی (شیت بندی )
دو شیت 150*50 سانتی متری
به صورت فایل کامپیوتری

علاوه بر موارد فوق دانشجویان، اکبری ، افشاری ، نصر ، قصاب
مجاز به ارائه پلانهای مبلمان با مقیاس 1:200 می باشند.

تذکر یک
حضور تمامی دانشجویان در روز تحویل اجباری است

تذکر دو
درس دانشجویانی که در تحویل پروژه فوق موفق به کسب نمره حداقل 10 نشوند جهت حذف درس به دانشگاه معرفی خواهند شد.

تذکر سه
گزارش خانمها کریمیان و کیقبادی غیر قابل قبول تشخیص داده شد
دانشجویان فوق می توانند با رعایت استاندارد ارائه شده گزارش خود را در روز تحویل پروژه دوباره ارائه کنند.

وضعیت کرکسیون ها

24-10-88
اکبری

27-10-88
نصر

13-11-88
سلطانی

19-11-88
سلطانی
قصاب

Saturday، June 27، 2009

دانشجویان طراحی فنی جدید

آخرین مهلت تحویل دیتیل های طراحی فنی جدید 12/5/88 می باشد.
دیتیلها به صورت کاملا فارسی نام گذاری شده ، به همراه یک پرینت تحویل گرفته می شود.

تذکر یک – هیچ یک از دیتیلهایی که تا امروز تحویل داده شده شرایط فوق را نداشته و باید دوباره ترسیم و تحویل داده شود.
تذکر دو- فقط کسانی که در روز 12/5/88 دیتیلهای خود به صورت کامل و صحیح تحویل داده مجاز به شرکت در تحویل پایان ترم می باشند ، بدیهی است درس بقیه افراد خود به خود حذف خواهند شد.

Wednesday، June 17، 2009

برنامه کلاسهای طراحی جهت اطلاع دانشجویان

بدینوسیله برنامه جلسات دانشجویان گروه های طراحی فنی قدیم(نیمسال اول 88-87 ازترم قبل) ، طراحی فنی جدید(نیمسال دوم 88-87) و طرح پنج اعلام می گردد.کلیه موارد مرتبط با این واحدهای درسی ، تشکیل یا عدم تشکیل کلاس ها ،زمان تحویل پروژه و ... از طریق همین سایت اعلام خواهد گردید، بنابراین دانشجویان بایستی با مراجعه به این سایت آخرین اطلاعات را دریافت دارند.
درضمن جهت هرگونه سوال یا موردی از طریق آدرس های ای میل زیر اقدام نمایید.

برنامه ریزی زمانی به نحوی انجام گرفته که تمامی گروه ها زمان کافی جهت انجام وظایف مواردمرتبط با پروژه خود در طی جلسات را داشته باشند.لازم به توضیح است کلیه دانشجویان بایستی به گونه ای برنامه ریزی نمایند که موارد لازم جهت تحویل پروژه را در طی جلسات باقیمانده به انجام رسانند تا از انباشتگی جهت روزهای پایانی جلوگیری شود.

28/3/88 تمامی گروه ها تعطیل می باشند.
4/4/88 تدریس دتایل جهت گروه های طراحی فنی قدیم و جدید از ساعت 30/8 صبح
آخرین کرکسیون جهت گروه طراحی فنی قدیم
گروه طرح پنج تعطیل می باشد.
11/4/88 کرکسیون جهت گروه طراحی فنی جدید از ساعت 30/8 صبح لغایت 13
تحویل موقت طرح پنج
18/4/88 – 25/4/88 تمامی گروه ها تعطیل می باشند.
1/5/88 ساعت 30/8 صبح تحویل پروژه گروه طراحی فنی قدیم
تحویل موقت گروه طراحی فنی جدید-آخرین کرکسیون طراحی فنی جدید
ساعت 30/8 صبح کرکسیون طرح پنج
برنامه زمانی جلسات باقیمانده جهت گروه طرح پنج و زمان دقیق تحویل پروژه گروه طراحی فنی جدید پس از هماهنگی با دانشگاه اعلام خواهد گردید.

Monday، May 18، 2009

سر دسته ای برای معماری عصر دیجیتال


زاها حدید

زاها حدید هرگز در نیویورک ساختمانی نساخته است ، ولی این موضوع برای کسانی که کارهای او را در سراسر جهان دنبال می کنند اهمیتی ندارد. در آثار او می‌توان ریزه کاریهای نفیس رنزو پیانو یا فرمهای آشفته فرانک گه ری را دید و تحسین نمود.
اولین بازنگری مهم آثار وی در ایالات متحده «زاها حدید، سی سال در معماری» برای نیویورکیها فرصتی را فراهم می‌آورد تا ببینند چه از دست داده‌اند. نمایشی که  در ساختمان مدور موزه  گوگنهایم نیویورک حول کارهای وی آغاز می‌گردد، از جادوی آغازین وی با مکتب کانستراکتیومیسم شوروی تا چشم اندازهای سیال شهری در آخرین کارهای وی.
این نمایشگاه  توان وی برای پل زدن میان دنیاهای گوناگون از طراحی سنتی پرسپکتیو و تصویر صاف تولید کامپیوتر تا میان عصر بیانیه های آرمانی و ارزشهای مبهم عصر اطلاعات آشکار می‌سازد.

زاها حدید
خانم حدید که در 1950 در بغداد به دنیا آمده است، در عصری بزرگ شد که خاورمیانه مسحور فرمهای باشکوه مدرنیته دنیای غرب شده بود .
وی در یکی از اولین خانه های الهام گرفته از باوهاوس در بغداد بزرگ شد. در اواخر دهه 50 وی شاهد ساخت وزارتخانه برنامه‌ریزی ، نسخه المثنی برج پیرلی در میلان بود، سمبلی از سبک ایتالیایی پس از جنگ
وی پیش از آنکه در اواسط دهه 70 در لندن ساکن شود، به سوئیس و لبنان نقل مکان کرد. در لندن وی بعنوان دانشجو در انجمن معماری به آموزش تجربیات اولیه مشغول شد . در آنجا بود که وی با رم کوهاس، الیا زنگلیس  برنارد چومی ملاقات کرد، معمارانی که یک دهه بعد به خط مقدم معماری تجربی اروپا تبدیل شدند.

زاها حدید
این معماران  بدنبال راهی برای تمایز خود از اجداد بی واسطه خود بدون قطع ارتباط خود با مدرنیته بودند. بسیاری از آنان از فرمهای آرمانشهری کانستراکتیویستهای شوروی الهام گرفتند، جذابیتی که این فایده رمانتیک را داشت که در طفولیت توسط استالین در هم شکسته شد.
خانم حدید که به محیط اطراف خود نیز بسیار حساس است، به گونه‌ای استادانه بر روی شکل ساختمان مدور  گوگنهایم در نصب آثار خود نیز وقت گذاشته است . بر خلاف تصورات عمومی، رامپ فرانک لویدررایت، تجربه ای سیال نیست. همانگونه که شما به دور هر سطح  می‌چرخید، ریتم پیوسته قطع می‌شود و شما را با یک مکث مواجه می‌سازد.
برای سودبردن از این الگوی حرکتی، خانم حدید عملا آهنگ حرکت  را کند ساخته و سپس شتاب می‌بخشد. فاصله گذاری نسبتا زوج نقاشی ها بر سطوح پایینتر، به یک تنگنای شلوغ از ماکتهای معماری منتهی می‌شود. بالاتر، بیل بوردی موجدار بصورت فیزیکی در فضای رامپ گسترده شده است.
حس یک ساختمان، که امتدادی از شهر اطراف آن است، همانگونه که پیش می روید تقویت می‌شود. در بسیاری از نقاشی های خانم حدید، ساختمانهایی که طراحی کرده است، تقریباً فرعی به نظر می‌رسند و فرم های آنها در محیط پهناور اطراف با پیروی از خمیدگی زمین، محو می‌گردد. این منظرها  در یک سری از پرسپکتیوهای در حال تغییر کشیده می‌شوند که با حرکت چشم شما بر روی سطح، احساس می‌کنید  خود اثر هنری می خرامد یا گردش می‌نماید.

زاها حدید

Monday، May 11، 2009

لادفانس ‍‌

حومه مهم شهر پاریس است این منطقه یکی از بزرگترین و مهمترین مراکز اقتصادی تجاری جهان محسوب می شود. منطقه دفانس در حاشیه غربی شهر پاریس واقع شده و در امتداد محور خیابان شانز الیزه قرار دارد. این منطقه میزبان بسیاری از دفاتر و شرکت‌های بزرگ و رده اول جهان است. این منطقه در سال ۱۹۵۸ توسط دولت فرانسه بدین منظور ساخته شد. در مجموع حدود 3.5 میلیون متر مربع فضای اداری در این منطقه قرار دارد که تشکیل دهنده بزرگترین منطقه تجاری و اقتصادی اروپا است.
با توجه به وجود قوانین بسیار سخت برای ساخت و ساز و عدم اجازه برای ساخت ساختمان‌های بلند بسیاری از موسسات نظیر موسسات تجاری، دانشگاه‌ها، موسسات تحقیقاتی و وزارت خانه‌ها به حاشیه شهر پاریس و بویژه منطقه لا دفانس انتقال یافته‌اند.

clip_image002

این قوانین باعث شده‌است که شهر پاریس چهره‌ای تاریخی به خود گرفته و به قول اروپایی‌ها به موزه‌فیکاسیون (muséification) یا موزه بصری تبدیل شود.
بسیاری از ساختمان‌های اداری پاریس که هنوز در محدوده مرکزی شهر قرار دارند قصد انتقال دفاتر خود را به حومه شهر و بویژه به منطقه لا دفانس دارند. منطقه اقتصادی دفنس میزبان دفاتر و مراکز مهم اداری، تجاری، اقتصادی و فرهنگی فرانسه و اروپا است. منطقه اقتصادی لا دفانس، دفاتر شرکت‌های بزرگ تولید مواد غذایی درRungis، دانشگاه‌های مهمی چون دانشگاه پلی تکنیک پاریس، HEC، ESSEC، INSEAD و... ، تعدادی از معروفترین آزمایشگاه‌های تحقیقاتی جهان (در منطقه سالکی و ایوری)، مجموعه‌های عظیم ورزشی نظیر استاد دو فرانس در سن دنی و بعضی از وزراتخانه‌ها مانند وزارت حمل و نقل فرانسه در حومه پاریس قرار گرفته اند.

clip_image002[5]

Monday، July 16، 2007

پایان نامه کارشناسی ارشد معماری سید مهدی صفوی فرهنگستان گابین




شنبه سی ام تیر یکهزار و سیصد و هشتاد و شش

سالن مطهری دانشگاه آزاد اصفهان

ساعت ۱۰ صبح


عصر حاضر كه عصر علم وتكنولوژي است وتمدن و فرهنگ ركني ازآن، شناساندن هر چه بيشتر اصالت و محتواي گذشته اين سرزمين به علاقمندان، به خصوص نسل جديدي كه درآب وخاك اين مرز و بوم پا به عرصه حيات مي گذارند و با اين فرهنگ بزرگ مي شوند و نسب مليت ايراني بودن رااين گونه به ارث مي برند، از بزرگترين اهداف فرهنگي محسوب مي شود. رسيدن به اين هدف محتاج سرمايه گذاري براي احداث مكاني است كه كليه امكانات لازم درآن پيش بيني شده باشد تا پژوهندگان و علاقمندان درسطوح مختلف سني و تحصيلي بتوانند در فضايي توأم با آرامش و فارغ از هرگونه دغدغه خاطر به اين كار بپردازند.




اصفهان نيز به عنوان يكي از مهمترين مناطق كه بخش عظيمي ازتمدن و فرهنگ كهن ايراني را درون خود جاي داده و همچنين پايتخت فرهنگي جهان اسلام درسال ۲۰۰۶ ميلادي(۱۳۸۵ هجري شمسي) برگزيده شده است، كمبود مكاني براي به تصويركشيدن اين تاريخ و تمدن بسيار احساس مي شود؛ براين اساس فكر طراحي و ايجاد مجموعه اي بارويكرد فرهنگي-پژوهشي دركنار گنجينه اي با ارزش(تپه تاريخي سارويه) اولين گام درجهت تحقق اين ايده بود.

فرهنگستان گابين پاسخ به نيازي ديرينه وكهن است كه همواره در درون ناخودآگاه به دنبال روزنه‌اي بوده تا به منصه ظهور برسد و اين گنجينه را دراختيار مشتاقان و علاقمندان قرار دهد.



Wednesday، May 16، 2007

معماری با سیستم های سازه ای هوشمند و پویا


مقاله ما با عنوان

سیستم های سازه ای هوشمند و پویا

در اولين کنفرانس سازه و معماري در روز دوشنبه سی و یکم اردیبهشت ماه هشتاد و شش در محل کنفرانس ارائه می گردد .

پرانتز باز

خودمم هم هنوز از محل و ساعت دقیق مطلع نیستم ، شما که شمایید !

پرانتز بسته



Tuesday، May 01، 2007

حاشیه تصویر خاکی دنیای عرفان


مقاله ی تصویر خاکی دنیای عرفان که به تاریخ نهم اردیبهشت در روزنامه اعتماد چاپ شد از چند هفته پیش تهیه شده اما به دلیل الحاقات سلیقه ای که به مجموعه شده بود ، تصاویر مجموعه قابل چاپ نبود ، بسیار سعی شد تا تصاویری در خور از مجموعه تهیه شود ، ولی به غیر از محمد حسین معین که تصاویر با کیفیتی از مراحل ساخت در اختیار ماقرار داد ، کسی با ما همکاری نکرد .

حضور اتفاقی ما و دیدار فرهاد احمدی در همایش ملی معماری و شهرسازی فرصت مناسبی برای تبادل نظر با معمار مجموعه بود ، به هر تقدیر شش ساعت قبل از پرواز ایشان در نیمه شب ششم اردیبهشت با پیگیری های زیاد ما دسترسی به استاد احمدی در لابی هتل امکان پذیر شد ، ما حصل این گفتگوی چند دقیقه ای اندک اصلاحات ایشان (که به چاپ نرسید ) و عکسهای بسیار زیبای ایشان از مجموعه بود(که خوشبختانه به چاپ رسید) .

مقاله زیر همان نسخه اصلاح شده است ، بخوانید ، شاید رستگار شوید !!



صفحه معماری روزنامه اعتماد با همت علی اعطا پرباست ، خدایش نگه دارد.





تصویر خاکی دنیای عرفان



نگاهی به مجموعه فرهنگی فرشچیان اصفهان رتبه ی نخست بخش ساختمانهای عمومی همایش ملی و طراحی شهری نقش جهان اثر فرهاد احمدی

پیش گفتار


معمولاً آن چه در بررسي يک بنا به عنوان اثري معمارانه مورد توجه قرار مي گيرد بحث پيرامون جنبه هاي مادي و فضاي کالبدي و شکل دهنده به آن اثر معماري مي باشد حال آن که در بررسي اثري معماري در اصفهان ـ اين تصوير بهشت ـ مي توان با نگاهي معنا گر انه تنها به دنبال تکامل کالبدي و شکل گيري بنا بود بلکه در جستجوي ريشة شکل گيري پيوندکالبد و معنا و کيفيت اين ارتباط در دنياي عرفان نيز بود. نکته حائز اهميت در ديدگاه معمار عارف وصوفي باز سازي تصوير بهشت و جهان ماوراء در همه فضاهاي معماري چه در معابر، چه در مساجد و چه در خانه ها و همه جاي ديگر است «تلاش معمار همواره بر اين است که همه جا را به رنگ آن انديشة اصلي مرکزي خويش در آورد و خاک فقيررا به فضايي ماورايي شبيه سازد. آن فضايي که او با آن انس ازلي داشته است فضايي که مادي و خاطره اي از آن جهان است، انسان از آن هبوط کرده و هميشه تمامي انديشه و تفکراتش در پي بازگشت به آن و رهايي از قفس اين جهاني بوده است فضايي کامل و متعالي و بي زمان .»

ما همه اجزاي آدم بوده ايم در بهشت اين لحن ها بشنوده ايم

گرچه بر ما ريخت آب و گل شکي يادمان آيد از آن ها چيزکي

در اين راه آن چه معمار را براي رسيدن به اين هدف و بازسازي تصويري در خور از بهشت ياري مي کند به کار گيري زباني نمادين و استعاري براي انتقال پيام معنوي دنياي عرفان است.

نوشتار حاضر به بررسي مرکز فرهنگي اصفهان (مجموعه فرهنگي آموزشي فرشچيان) رتبه ی نخست بخش ساختمانهای عمومی همایش ملی و طراحی شهری نقش جهان اثر فرهاد احمدی خواهد پرداخت که کار

احداث آن پس از هفده سال پايان يافته است.

پيوند معماري و دنياي عرفان

مرکز فرهنگي سينماي اصفهان (مجتمع فرهنگي فرشچيان) که طراحي آن به اواخر دهه شصت باز می گردد ،در زميني به مساحت ۱۰.۰۰۰ متر مربع مجاور رودخانه زاينده رود در محله اي با بافت نسبتاً جديد ساخته شده است. نقطه آغازين و ايده اوليه طراحي تصوير ذهنی معمار از منظر آبگیر پل خواجو در زمان برگزاري جشن هاي بزرگ صفوي است ، در واقع سعي شده است که در اولين گام عناصر اصلي سازمان دهي فضاي برگزاري جشن ها با استفاده از آب نما، پل و رواق هاي اطراف به صورت انتزاعي بازسازي شود و رواق هاي اطراف پروژه با سازه مخصوص نشان دهنده خيمه ها و چادرهاي اسقرار قزلباش در زمان برگزاري جشن هاست.

به بيان ديگر خلوص و شفافيت فضاهاي معماري عصر صفوي و مکتب اصفهان معمار را بر آن داشته تا با استفاده از آب نماي مرکزي علاوه بر اعلام حضور زاينده رود در نزديکي ، با نمايش تصوير مجازي از حجم اصلي بنا که خود در پرسپکتيو و اندکي در دور دست واقع شده تقارني را که در امتداد محور طولي عرضه داشته با کمک آب نما به بعد سوم برده و در اين حال بيننده را با خود و اثر معماري تنها مي گذارد و او را به درون ساختمان دعوت مي کند.

تأکيد بر تقارن و تقويت آن در جای ، جای فضا نشان دهنده پايبند بودن فرهاد احمدی به اصول معماري سنتي ايران به ويژه معماري صفوي و مکتب اصفهان است. پس معماري سنتي به معني شيوه ساختمان سازي از نظر شکلي، ساختاري و مفهومي منبع الهام قرار مي گيرد .

آن چه به سنت تعبير مي شود به هيچ وجه پيروي از راه و روشي ويژه که مشمول زمان و مکان مي شود و يا حفظ وضع پيشين و قرار گرفتن در حصاري از انديشه هاي قديمي نيست بلکه آن گونه که دکتر سید حسین نصر تعريف مي کند: «امروزه هيچ چيز به هنگام تراز آن حقيقت ازلي، از آن پيامی نيست که از سنت مي آيد و مقتضاي حال است چرا که همواره مقتضي بوده است چنين پيامي تعلق به اکنون دارد که هميشه بوده است و خواهد بود سخن از سنت، سخن از اصول تبديل ناپذيري است با منشأ آسماني و سخن از کاربرشان در مقاطع مختلف از زمان و مکان.» به بيان ديگر معمار با استفاده از زبان نماد ها به بيان صور نمادين که جنبه هاي محسوسي از واقعيت ماوراء طبيعي اشياء هستند مي پردازد، ترجماني از مفاهيم دنياي عرفان در عالم خاکي. در حقیقت او صوري را به تصوير مي کشد که موجوديت خود را دارند خواه انسان از آن ها با خبر باشد يا نباشد، نمادهايي که به دست انسان ساخته نمي شوند بلکه او را دگرگون مي کنند.

همانگونه که ذکر شد هرچند اين مجموعه به تازگي مورد بهره برداري قرار گرفته است ولي آغاز طراحي آن به اواخر دهة ۶۰ باز مي گردد احمدي خود در اين باره مي گويد که در آن سال ها معمار جواني بوده است که تحت تأثير اساتيد بزرگ معماري ايران همچون نادر اردلان و کامران ديبا گونه اي معماري مفوم گرا با گرايشات عرفاني را دنبال مي کرده است.

از ديدگاه اردلان معماري به عنوان يک پديده در نظام وحدت گراي جامعه سنتي نشان دهنده اصل وحدت است. او بر اين عقيده است که مبناي شناخت و درک معماري سنتي اسلامي ريشه در رابطة بين کيهان، انسان و معماري دارد. «به عبارتي ديگر از ديد سنتي انسان و کيهان خود محصول هنر قدسي اند، انسان، کيهان و معماري قدسي از حيث واقعيت هستي شناسي شان نهايتاً وابسته به ذات الهي اند»

پس معمار بار ديگر سعي مي کند با استفاده از عناصر معماري تصوير ذهني خود را از عالم ديگر در دنياي مادي انعکاس دهد فرهاد احمدي خود در اين باره مي گويد «از نظر من پروژه طرح اين گونه پدید می آید؛ گويي جرعه اي آسماني از کيهان در مرکز پروژه در آن هشت ضلعي که نمادي خاکي از بهشت است فرو مي افتد؛ درست مانند سنگي در میان آب که موج ايجاد مي کند، صورت گيري يا تجلي مادي اين اثر کيهاني در واقع امواجي است که پلکانی فرارونده را ايجاد کرده که به سمت آسمان حرکت مي کند. در واقع نوعي معاشقه و يا تعامل بين زمين و آسمان، کيهان يا عالم صورت با عالم مثال.»

قطره اي از کيهان عالمي که کره خاکي و انسان در آن جاي گرفته اند بر جايگاه زندگي او فرود آمده، انسان پيوندي را ميان خود و آسمان يا فضاي بي کرانه احساس مي کند. گويي معمار تلاش مي کند راهي براي عروج از عالم خاک به فضاي برتر و پر معناتر بيابد و از تغييرات و دگرگوني هاي اين جهاني آزاد گردد.

از نظر کاربردي نيز چنين است تراکم و غلظت کاربري هاي مجموعه از مرکز به بيرون کاهش مي يابد به بيان ديگر فضاي تهي که در مرکز پروژه قرار گرفته و تالارها را در خود جاي داده تأثير خود را بر اطراف نيز گذاشته و لبه ها را نيز بي ماده و شفاف کرده است. تا آن جا که در بخش مجاور با خيابان رواق نيز حذف شده و ساختمان از طريق دروازه ورودي با پياده رو شهري ترکيب مي شود. ساختمان از طريق هفت دروازه که از نظر مقياس نيز بر آن ها تأکيد شده است به فضاي پيرامون خود متصل مي شود. در واقع دروازه اولين فضا در الگوي بنيادي اتصال، انتقال و وصول هستند. استفاده هوشمندانه از هفت دروازه و تأکيد بر آن ها شايد اشارتي است بر هفت دروازه بهشت موعود استعاره اي ديگر از مفهومي آن جهاني انعکاسي ديگر از عالم مثال در عالم خاک. «از ديدگاه استيرلين سرچشمه وجوه نمادين اندام هاي کالبدي در معماري ايران در عالم مثال يا عالم ملکوت ديده مي شود. »

در اين جا آب نما نيز نه تنها مکاني براي به نمايش گذاشتن و نگهداري آب و محلي براي نشستن در اطراف آن بلکه از ديدگاه عرفاني آينه اي است براي تصوير نمودن و انعکاس عناصري که دورادور حياط جاي گرفته اند.

آن چه در سازماندهي کلي مجموعه شاخص است هندسه بسيار قوي و ترکيب آن با تقارن است مفاهيمي که در مطالعه فضاي معماري و نظام کالبدي در معماري سنتي نيز ديده مي شوند در واقع کاربرد هندسه برخاسته از عمق اعتقاد و بينش معناگرايانه اي است که معمار سنتي براي دستيابي به مفاهيم ارزشي عقيدتي و بازيابي تبلور آن در شکل مادي و قالبي معمارانه به کار مي گيرد. به بيان ديگر هندسه به عنوان عاملي وحدت بخش به کار گرفته مي شود تا کلية ارکان بنيادين معماري از قبيل فضا، شکل، سطح، رنگ و ماده را به نظم در آورد «در معماري سنتي هندسه محدود به جنبه هاي کم و بيش کمي نيست بلکه جنبه کيفي دارد که در قوانين تناسب و هم آهنگي نمايان است و توسط آن يک بنا وحدت تقريباً بي مانند خود را به دست مي آورد.»

در مرکز فرهنگي اصفهان ناگفته ها و عجايب راز آلود همزمان با فرو بردن بيننده در تجربه اي ناخودآگاه آشکار مي شوند. آن جا که به زيباترين وجه معماري سنتي ايران يعني توجه به چهار عنصر نور، باد، آب ، خاک و تفکر ديرينه و اسطوره اي فرهنگ ايراني پرداخته مي شود. اين جريان نيرومند فکري ريشه در تفکرات فيلسوف بزرگ سهروردي و فلسفة اشراق در اين ميان آب نوع مادي عنصري است که مي تواند با نور ترکيب شود و از آن جا که توانايي عبور نور و روشنايي را از خود دارد به عنصري مقدس تبديل شده است. آب و نور به مثابه عناصر هويت بخش با يکديگر ترکيب مي شوند و بنيان فضايي زيبايي در معماري را پايه ريزي مي کنند که حوض خانه نام دارد ، در واقع حوض خانه همان معبد آب است ، در کنار چهار صفه که یکی از ساختارهای ویژه و بینابینی معماری این دیار است و تمام هنر معمار سنتي در ترکيب آب و نور در اين فضاست. اين تدبير نيز هوشمندانه در طراحي فضاهاي داخلي مجموعه به کار گرفته شده است وموجب رساندن نور به فضاهايي که در زير سطح زمين جاي گرفته اند از قبيل چایخانه و نگارخانه می شود.

فضاي هشت ضلعي مرکزي علاوه بر اين که از نظر محل قرار گيري در مرکز پروژه قرار دارد به نوعي نقطه شروع حرکت بازديد کننده و کاربران مجموعه نيز هست هندسه قوي، حضور آب و ترکيب شدن آن با نوري که از پل هاي شفافي که به اين فضا ختم مي شود گذر مي کند فضايي مشابه سر بينه حمام هاي سنتي ايجاد مي کند که آن ها نيز خود مرکز رويدادها و اتفاقات مهم اجتماعي بوده اند.

عنصر با اهميت ديگري که در طراحي مجموعه مورد تأکيد قرار گرفته است پل مي باشد، عنصري که در فرهنگ ايراني و اسلامي به مثابه گذرگاه و جدا کننده پاکي و پليدي است در اين جا نيز به ياري معماري معنا گرا آمده است تا صورتي خاکي از گذرگاهي بر پاکي و آب باشد و يا گذري شفاف براي انتقال به فضاي اصلي. به بيان ديگر سفر معنوي روح که آغازش تطهير و تزکيه و پايانش اشراق بود در اينجا و با پيروي از الگوي بنيادين اتصال، انتقال و وصول صورتي نمادين به خود مي گيرد. انسان با ورود از دروازه (اتصال) و گذر از پل (انتقال) و رسيدن به فضاي مرکزي تهي شده که به سمت آسمان در حال عروج است به وصل مي رسد. در اين جا معمار با عدم استفاده از رنگي ويژه و يا خاص بر خلوص فضاي معماريش افزوده است آن چه به عنوان رنگ در طرح استفاده شده است طيفي از بي رنگي است که با نور ترکيب مي شود و رنگ هايي زيبا در ذهن ناظر پديد مي آورد.

آن چه به عنوان آخرين نکته بايد در مورد پروژه مرکز فرهنگي سينمايي اصفهان ذکر شود نقشي است که اين فضاي فرهنگي در شهر به عنوان فضاي شهري ايفا مي کند «در تفکر عرفاني بنابه عنوان قطعه اي سرگردان نيست که روي سطحي قرار داده شده باشد بلکه در بافت شهري گنجانده شده است» . ارتفاع کم ساختمان و قرار گيري بخش عمده فضاها در داخل زمين مکان يابي مناسب ورودي ها در اطراف پروژه، باز بودن ضلع مجاور خيابان براي ورود عابرين، محل هايي براي نشستن در کنار آب نما، اختصاص بيش از نيمي از سطح پروژه براي استفاده آزاد عمومي و به کارگيري عناصر طبيعي و مصنوعي دعوت کننده به داخل اين مرکز را يک فضاي شهري در خور در مجاور رودخانه زاينده تبديل کرده است. آن چه اين مجموعه فرهنگي را به فضا، مکاني پويا تبديل مي کند. جايگزيني آن در سلسله مراتبي از فضاهاي عمومي و نيمه عمومي، ايستا و پويا، فضاي باز و سرپوشيده خطي و گرد هم آورنده با مقياس هاي کوچک و بزرگ و با عملکرد هاي متنوع اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي است، که موجب القاء حس تداوم، تنوع و تحرک فضايي در استفاده کنندگاني است که با اهداف مختلف قدم در آن نهاده اند.



Friday، February 16، 2007

مرکز هنر و رسانه دوسلدورف





برای توسعه مجدد بندرگاه اصلی شهر دوسلدورف به منطقه ای پویا ودر خور توجه فضاهای متعدد از جمله دفاتر اداری، شرکتهای تبلیغاتی و استودیوهای هنری ، فضاهای تجاری و رستوران های مختلف را نیاز بوده زاها حدید گونه ای چشم انداز (Landscape) مصنوعی با دید به سمت رودخانه را خلق کرده است که در واقع امتداد فعالیت هایی است که بر روی رودخانه انجام میشود. این فضای باز به وسیله یک ساختمان با طول ۶۰ متر که در برگیرنده فضاهای اداری است از اطراف و به ویژه سر وصدای ترافیک محیط جدا میشود یک سطح مثلثی شکل فلزی عظیم که از رودخانه آغاز می شود سایت را قطع می کند و در محل تقاطعش با دیواره حائل ، رامپ ورودی را شکل می دهد.شکاف هایی (ترک هایی) که در سطح صفحات تشکیل دهنده زمین به وجود آورده شده است ، ساختمان استودیوهای فنی ، مغازه ها و رستوران ها که در زیر سطح زمین جای گرفته اند را آشکار می کند. در زیر سطح زمین دیواره بخش خدمات فنی تحت تاثیر نیروهای طراحی فشرده شده و به ناگهان قسمتی از آن از زمین سر برآورده است . با ایجاد قوسی به محیط سالن ۳۲۰ نفره سینما را ایجاد کرده است.

بدنه دیوار حایل که به سمت خیابان می باشد با شیارهای بسیار کوچک بتنی حکاکی شده است و در سمت رودخانه لایه های طبقات بصورت طره ای (اتصال یک طرفه تیر) معلق شده اند که به صورت عمود به خیابان قرار می گیرند ، مانند خرده شیشه هایی که آزادانه در هنگام خرد شدن به اطراف پخش میشوند ساختمان آخر که متشکل از مجموعه ای از صفحات شفاف است عمود بر خیابان قرار گرفته است که ساختمان finger نامیده می شود. جایی که سطوح طبقات به صورت همگرا به هم می پیوندند فضای خالی به صورت مدور شکل میگیرد و اتاق های کنفرانس و فضاهای نمایشگاهی شکل می گیرند. مکعب شیشه ای ساده (مینیمال) توسط مجموعه ای از ستون ها و پایه ها و سازه های عظیم مثلثی شکل احاطه شده است . لابی ورودی محل برخورد ساختمان دیواره ای با ساختمان (finger) است .در این نقطه خیابان و فضای باز اطراف رودخانه به طور کامل به هم پیوند خورده اند.



Monday، January 22، 2007

حقیقت ، زیبایی ، معماری




برای اولین بار گوتلیب بومگارتن میان آگاهی زیبا شناسانه آدمی و ادراك حسی او از زیبایی قائل شد . كه ادارك حسی همان دانش به زیبایی طبیعی است كه در مقابل مفهوم زیبایی هنری كه نتایج هنر آفریده آدمی است قرار می گیرد . بومگارتن زیبایی هنری را هنر آزاد خوانده و آن را استتیك نامید . او سودای بنیان علمی تازه را در سر داشت كه آن را استتیك می خواند و مدعی بود كه با این علم اعتبار آگاهی هنری بیشتر دانسته می شود و در بحث از این علم شكاف ژرف میان علم طبیعی و شناخت از زیبایی را به شیوه روشنگران مورد تأكید قرار می دهد . وكانت در كتاب سنجش نیروی داوری واژه استتیك را به معنای مورد نظر بومگارتن به كار برد ولی یادآور شد كه علم مورد نظر بومگارتن به وجود نمی آید و هیچ گونه علم زیبایی وجود ندارد بلكه فقط نقادی زیبا شناسانه وجود دارد نه علم زیبایی بلكه هنرهای زیبا . هیوم در رساله اش در رابطه منابطه ذوق از جدایی ادراك زیبایی شناسانه از ادراك علمی یاد می كند و می پذیرد كه برای زبان هنر نمی توان قاعده ای نهایی و قطعاً درست یافت . او می گوید هر گونه احساسی بیرحق است ، زیرا حس به هیچ چیزی فراتر از خود باز نمی گردد و نمی توان برای فهم از زیبایی قائل به همان ابزار مفهومی ای شد كه در ادراك علمی كارایی دارد و این از دستاوردهای مدرن فلسفه هنر است كه راه علمی پژوهش حقیقت از راه شناسانه آن متفاوت است . به گفته نیچه زیبایی شناسی سخنی نظری است كه هنر را در موقعیت مستقل خود بررسی می كند و بارها حقیقی تر است از حقفیقت تجربی یا آن مواردی كه نتیجه بررسی دانشی خاص است و در پیكر مفاهیم و قوانین بیان می شود دانشی كه در واقع حقیقت را نسبت میان داده های موجود با احكام ، قوانین و نظریه ها می داند . از نظر نیچه هنر بارها بیش از عدالت لیبرال درست است و ارزشی بیش از احكام اخلاقی ای دارد كه در پی ارمان آن عدالت بنیان یافته است . در فرهنگ اصطلاحات فنی و نقادانه فلسفی لالاند زیبایی شناسی به دو معنی تعریف شده :

۱-هر آنچه به زیبایی مرتبط شود و هر آنچه منشیء زیبایی را تعریف كند .

۲- علمی كه موضوعش داوری و ارائه حكم باشد درباره تفاوت میان زشت و زیبا

از نظر افلاطون هیچ فرقی بین یك شاعر یا یك معمار یا پزشك وجود ندارد یعنی هر كدام اجزا و مصالح كار خود را با نظمی خاص فراهم می سازد و هر جزء ، را به شكلی در می آورد كه با جزدیگر سازگار باشد و آنگاه از تلفیق جزء ها اثری منظم و هماهنگ و زیبا پدید می آورد و به نظر افلاطون و یونانیان هیچ تفاوتی میان هنرمند و دیگر شكل های ساختن و تولید كردن نبود . در رابطه با هنر مدرن باید بدانیم كه مدرنیته با مدرنیسم تفاوت دارد . كل دگرگونی های فرهنگی ، اقتصادی ، سیاسی و اجتماعی را از رنسانس به بعد را مدرنیته می گویند . ولی مدرنیسم اندیشه و فرهنگی است كه با نهادها ، باورها و خرافه های سنتی مبارزه كند و با خرد باورری یا راسیونالیسم و نیز با انسان باوری و بینش دنیوی همراه باشد . به نظر تئودور آدورنو هنر مدرن از خرد باوری مدرنیته به هیچ رو دفاع نمی كند و برعكس با آن سر جنگ دارد . او مصائب انسان مدرن را نتیجه مدرنیته دانست و تاكید كرد كه هنر مدرن علیه این مصیبت ها و سرچشمه های انها موضع دارد . به نظر یورگن ها برماس هنرمدرن از ناقدان بی رحم و سازش ناپذیر خود ابزاری است و به هیچ رو با آن خودباوری ای همراه نیست كه با تكیه برپیشرفت های تكنولوژیك به توجیه نابرابریهای اجتماعی و بی عدالتیهای مناسبات تولید سرمایه داری می پردازد . امام مسئله اصلی این است كه هنر مدرن در بنیان خود مدافع گونه ای دیگر از خودباوری مدرنیته یعنی « خرد ارتباطی » است . شاید به همین دلیل است كه این هنر به كمترین میزان ممكن در مدار ارتباط های انسانی قرار گرفته یعنی توانایی ایجاد ارتباط با توده های مردم را نداشته . تا جایی كه مخالفان هنر مدرن آن را هنر سرآمد گرا می نامند . بله هنر مدرن هنری بیانگر نیست یعنی نكته مركزی در آن بیان واقعیتی در دنیای بیرون یا حس یا عاطفه یا هیجانی از روح هنرمند نیست و در نتیجه مقلد واقعیت هم نیست . آنچه پیش تر از نظر عام قطعی و حتمی فرض می شد به چشم هنرمند مدرن چیزی است قراردادی كه قطعیت وجودی ندارد و برعكس چشم اندازی كه بنا به زیبا شناسی كلاسیك در تمامیت خود معنا داشت . هنرمند مدرن به ادارك حسی خود نامطمئن است و نمی خواهد آنچه را كه می بیند نقش كند بلكه در پی آنست كه آنچه را كه به آن می اندیشد بیافریند . زیرا به خوبی دانسته است كه حسش چیزی نیست جز عادت های دیواری یعنی پذیرش قراردادهای نشانه شناسانه ای كه مقادیری تعریف را به عنوان واقعیت معرفی می كند و همچنین است كه در كوبیسم كلیت كه در واقع نظام بسته ای ناشی از قرارداد بود تقدس خود را از دست داد و نقاش آن را به اجزاء دلخواه خود تقسیم كرد و هر جزء را آنسان كه به نظرش درست آمد تصویر كرد و قراردادهای جدیدی با مخاطب به وجود آورد با این مزیت كه این قراردادها آگاهانه بود . بیان مدرن از آنچه پیش تر شناخته و تبیین شده دور می شود نه فقط به خاطر پیش بردن پیكارش با سنت ها بلكه بیش از هر چیز به خاطر ادراكش از دروغین بود تمامیت آشنا ، هنر گریز از زبان آشنا و دست یابی به لذت بیگانگی است . هنر مدرن از آنچه بنیان هنر رمانتیك بود یعنی از عاطفه و شور دور می شود . حس از راه مستقیم شكل منتقل می شود و نه از راه بیانی قراردادی . در دنیای حقیر زندگی هر روزه نا امنی كم نیست ، اما هیچ چیز نا امن تر از آن نیست كه شكل زندگی دگرگون شود .

كاسیرر تاكید می كند تجزیه یك اثر مورد محسوس به اجزاء آن تلاش برای كشف زندگی هر یك از این اجزاء مستقل از دیگری كاری نادرست است . در این حالت شاید بتوان هر یك از اجزاء را به گونه ای علمی تبیین كرد . امام این به هیچ رو به معنای شناخت تمامیت مورد محسوس نیست .

می توانیم رنگ را به مفهوم فیزیكی – ریاضی آن تبدیل كنیم ، یعنی آن را چیزی جز حركت نشناسیم . اما با این كار آن را در مقام اثری زیبایی شناسانه از بین برده ایم . شناخت كلیت مورد محسوس از دقت به مجموعه به دست می آید و تنها هنرمند می تواند این كلیت را به ما نشان دهد .



Tuesday، November 28، 2006

از ایده تا فرم




همانقدر که در معماری، داشتن ایده مهم است، گذر از مرحلۀ ایده به فرم نیز اهمیت دارد. ایده‌ها، مصالح طراحی هستند و فرمها تبلور فرآیند تولید، پالایش و تلفیق ایده‌های خرد و کلان، برای رسیدن به ساختاری منسجم، در معماری، به معنی خاص آن، ساختن ایده مهمتر از ساختن بناست. اما اگرچه وجود مصالح خوب، یعنی داشتن ایده‌های مناسب و بدیع معمارانه، ضروری است، به کارگیری صحیح و خلاقانۀ ایده‌ها اساسی‌ترین بخش معماری است.

در حالی که معماری گذشته با تلفیق، تطبیق و تکمیل ایده‌های فضایی مشخصی که فرم و مصداقهای عینی آن، نظیر هشتی و ایوان، حیاط و پنج دری، از قبل موجود بود، سر و کار داشت؛ معماری امروز، بیشتر از گذشته به جوهر معماری، فضا، فرم، نور و رنگ توجه دارد.

طراحی معماری نیز در این شرایط از ایده‌هایی مجرد آغاز می‌شود و سپس به طرح فضای عینی زندگی، می‌انجامد. عبور از مقوله‌ای ذهنی و مجرد به پدیده‌ای عینی، لحظه‌ای جادویی است. این مسئله در آغاز طراحی که مسئله تبدیل ایده‌های اصلی و محور پروژه به ساختاری دارای شکل، مطرح است؛ بسیار حساس و تعیین کننده است. ایده‌های مکمل بعدی که تا مرحلۀ تعیین جزئیات فنی و تزئینی بنا، رفته رفته شکل می‌گیرند، این امکان را می‌یابند که از تجربۀ شکلهای حاصل شده یا از تجربیات قبلی طراحی سود ببرند.

«تبدیل ایده به فرم، دانش و مهارت طراح را می‌طلبد. منظور از دانش، اطلاعات طراح از تکنیک‌های خلاقیت، تکنیک‌های ترکیب و مقوله‌هایی از این قبیل است که هر فردی می‌تواند از طریق مطالعه بیاموزد. مسئله مهارت، پیچیده‌تر است و به تربیت ذوق و سلیقه و کسب تدریجی توانایی در بکارگیری فرمها مربوط می‌شود.

تبدیل ایده به فرم در طراحی معماری یک مرحلۀ خاص و محدود از زمینه‌های پژوهشی و تجربی است که بسیار وسیع‌تر و مهم‌تر از یک پروژه ـ با تمامی مسایل آن ـ است. هر نوع قاعدۀ طراحی درونی یک پروژه، که از ویژگی‌های موضوع طراحی استخراج می‌شود، هر چقدر مفید و جذاب باشد، نمی‌تواند با نگرش کلی طراح، نسبت به معماری و مسایل آن تفاوت اساسی داشته باشد و به همین دلیل قالب‌ها و قواعد فرمال خاص یک پروژه، باید همواره به صورت انتقادی و انعطاف پذیر دیده شوند. در غیر این صورت یک جزء، یعنی مسایل مربوط به یک پروژۀ خاص، ممکن است به کل، یعنی اهداف و مسایل اصلی پروژۀ معماری، خدشه وارد کند.


Saturday، November 25، 2006

ایده و معماری




ایده، اصطلاحی است که در بحث‌های معماری زیاد به کار می‌رود و همین نکته، اهمیت آن را می‌نمایاند. در تمدن بشر، ایده، نقش بسیار مهم یا شاید بتوان گفت مهمترین نقش را ایفا کرده است. اگر به اطراف نگاهی کنیم، می‌بینیم که تمامی اشیاء زندگی ما در اصل براساس ایده‌هایی مشخص به وجود آمده‌اند.

پوستۀ خرچنگی که لوکوربوزیه در سال ۱۹۴۶ در یک ساحل یافته بود، به ایده‌ای برای یکی از مهمترین آثار معماری معاصر تبدیل شد: سقف کلیسای رونشان .

در هر حال نه تنها فرمهای طبیعی، بلکه تمام پدیده‌هایی که در این جهان وجود دارند، از قبیل یک ساختمان یا حتی یک داستان و یک شعر نیز ممکن است به کاتالیزورهایی برای پرورش ایده‌ای در ذهن تبدیل شوند. نکته ی مهم، چگونگی استخراج ایده از مقولات شناخته شده است. زیرا تبدیل مستقیم چیزهایی که کنجکاوی ما را جلب کرده‌اند، به معماری، به اندازه ساختن ساختمانی به شکل خرچنگ، مضحک است. ذهن کنجکاو، عصاره یا ویژگی مهم آن چیزهایی را که با حواس، شناخته شده است، استخراج می‌کند و سپس آن را به زبان مناسب پروژه ترجمه می‌کند. در طول زمان، معانی اولیه فراموش می‌شوند، کاربری‌ها عوض می‌شوند و آنچه باقی می‌ماند فرم است. به همین جهت، صحیح است که شکل‌گیری ایده یا تبلور آن، مسیر خود را طی کند.

معماری پیش از آنکه یک ساختمان باشد؛ یک تفکر، یک اختراع و یک واقعۀ پیش‌بینی نشده است. اختراع معمولاً زمانی صورت می‌گیرد که به یک راه حل استثنایی نیاز باشد و کار معماری، همواره در شرایطی صورت می‌پذیرد که به لحاظ زمانی، مکانی یا موضوعی، منحصر به فرد محسوب می‌شود و بنابراین نیاز به اختراع دارد.

کار اصلی معمار، یافتن جوهر منحصر به فرد هر پروژه و پرداختن به آن است. از این طریق، ایده تولید می‌شود و در کنار ساختمان، که راه حلی برای مسئله‌ای محدود و مشخص است، فرهنگ معماری نیز به پیش می‌رود..

ایده ابزاری برای گفتگو و پیشنهاد راه حلی مکمل است، آن هم نه راه حلی که به صورت نقطه ضعف درآید و سرنوشتی انگل‌وار داشته باشد. اگر در گذشته تنها ابنیۀ بسیار خاص، به ایده‌های نوین دست می‌یافتند و اکثر سازندگان به استفاده از ایدۀ گذشتگان یا تکمیل تدریجی آنها می‌پرداختند، امروزه وضعیت کاملاً متفاوت است و معماری اگر صاحب ایده نباشد؛ نه تنها به لحاظ فرهنگی بی‌ارزش است، بلکه حتی به جای پرداختن به مسایل پروژه، ناچار است به دور آنها بچرخد و با شعبده بازی‌های سلیقه‌ای، مشروعیت ظاهری برای خویش کسب کند.

«ایده» همواره ماهیتی جهانی است ولی سلیقه محلی است. به دلیل فقدان ایده است که اینقدر از نفوذ معماری جهانی به کشور نگران می‌شویم. تنها راه مقابله با تهاجم فرهنگی نیز تولید ایده‌هایی اصیل و باارزش است. معماری ما هم زمانی که دارای ایده بود، مسئله تهاجم فرهنگی را حل کرده بود. پیش بینی می‌شود که در آینده‌ای نزدیک، عمده‌ترین فعالیت بشر، تولید ایده خواهد بود و روباتها و کامپیوترها بقیۀ کارها را انجام می‌دهند. تولید ایده در حقیقت یکی از مهمترین فعالیت‌های مغز است که کامپیوتر قادر به انجام آن نیست.



Tuesday، July 11، 2006

موضوع طراحي


اگر اظهار نظريه هاي عمومي درمورد معماري ، سرمشقي براي معماران حرفه اي باشد ، توفيقي براي طراحي است .برطبق نظر ويتروويوس معماري بايد سه مقصود اصلي را برآورده سازد : پايداري ، سودمندي ، زيبائي معماران مدرن سودمندي را هدف عملكردي ساختمان و فرم را هدف زيبا شناختي آن در نظر گرفته اند تفكيك فرم و عملكرد ، ممكن است كه اين معنا را داشته باشد كه زيبائي هيچ مقصود بنياديني را برآورده نيم سازد . روشن است كه اينگونه نيست . عملكردهاي زيباشناختي بايد بهمراه بقيه عملكردهاي محيط كالبدي در نظر گرفته شوند . با وجود اينكه تحليلهاي زيادي سعي در جدا ساختن فرم و عملكرد داشته اند بايد توجه داشت كه سودمندي همان زيبايي و زيبائي عين سودمندي است . ر

Monday، July 10، 2006

موضوع طراحی


اگر اظهار نظريه هاي عمومي درمورد معماري ، سرمشقي براي معماران حرفه اي باشد ، توفيقي براي طراحي است .برطبق نظر ويتروويوس معماري بايد سه مقصود اصلي را برآورده سازد : پايداري ، سودمندي ، زيبائي معماران مدرن سودمندي را هدف عملكردي ساختمان و فرم را هدف زيبا شناختي آن در نظر گرفته اند تفكيك فرم و عملكرد ، ممكن است كه اين معنا را داشته باشد كه زيبائي هيچ مقصود بنياديني را برآورده نيم سازد . روشن است كه اينگونه نيست . عملكردهاي زيباشناختي بايد بهمراه بقيه عملكردهاي محيط كالبدي در نظر گرفته شوند . با وجود اينكه تحليلهاي زيادي سعي در جدا ساختن فرم و عملكرد داشته اند بايد توجه داشت كه سودمندي همان زيبايي و زيبائي عين سودمندي است .

Friday، May 19، 2006

دومین سری نشستهای هنر و معماری

نشست اول

مهندسی ایرانی
سید محمد بهشتی
موزه حمام علی قلی آقا
ساعت نوزده و سی دقـیقه
سی ام اردیبهشت ماه هشتاد و پنج

Thursday، December 22، 2005

هر یکشنبه معماری را در روزنامه ی اعتماد بخوانید نقطه
این بار استثنائا یکشنبه به پنج شنبه افتاده نقطه
مثل چهارشنبه سوری که هر سال به جمعه می افتد خیلی سخت نگیرید نقطه

توضیح اینکه این صفحه به همت علی اعطا پرپاست ، خدایش نگه دارد نقطه

Wednesday، June 08، 2005

روز معماری


گوگل در جدول مناسبتهای مهم خود ، برای یک روز لوگوی خود را بر حسب آن مناسبت تغییر می دهد.

امروز تولد فرانک لوید رایت است و گوگل نیز …

Saturday، June 04، 2005

خلاقیت معماری است

دانشگاه آزاد اصفهان جهت رشد و پویایی جامعه دانشجویی اقدام به برگزاری کارگاه خلاقیت کرده است ، این کارگاه که با موضوع طراحی فضا و مبلمان شهری از نگاه نو در تابستان ۸۴ برگزار می شود و در پایان کارگاه طرحهای برگزیده ، با همکاری شهرداری اصفهان در محل نمایشگاه بین المللی اصفهان به صورت مدل به نمایش عمومی در خواهند آمد.
از دانشجویان علاقه مند دعوت می شود در دومین جلسه کارگاه که ۵ شنبه ۱۹ خرداد ۱۳۸۴ راس ساعت ۱۲ در محل دانشکده برگزار خواهد شد ، شرکت نمایند.

Thursday، June 02، 2005

مصاحبه با معماری

… وبلاگ دارای خصوصيات منحصر به است ؛ برد اجتماعی بالايی دارد ، حال آنکه تبلور و نماد فرديت انسانی در پهنه ی وب است. ميان خواننده و وبلاگ نويس رابطه ای دو طرفه حاکم است ؛ رابطه ای ساده و هوشمندانه : کامنت ها – Comments تمام حايل های ميان نويسنده و خواننده را برداشته اند و نظرات و عقايد اشخاص در معرض قضاوت همگان قرار داده اند ؛ گويی وبلاگ سفره ای کامل برای همزيستی و همنشينی افراد است.
با وجود گسترش شگفت انگيز وبلاگ های فارسی ظرف دو سال اخير نمی توان کمبود اطلاعات – Information فارسی را کتمان کرد. معمولا جستجوی فارسی Persian searchدر اينترنت ، چيزی نصيب پژوهشگر نمی کند. اين کمبود منابع فارسی مشکلاتی را برای وبلاگ نويسان ايجاد کرده است . نينا شاهرخی وبلاگ نويس وبلاگ «معماری را بياموزيم» تاکيد مي کند ، تاکيد می کند که هيچ سايت فارسی قابل استنادی را در زمينه معماری سراغ ندارد.
کمال يوسف پور از وبلاگ «زروان» کمبود منابع فارسی را تاييد می کند و معتقد است رفع اين کمبودها کار دراز مدت می خواهد و همت جمعی خود دانشجويان را در توليد محتوای فارسی معمارانه می طلبد چرا که :
« … درنهايت سود اين کار عايد خود آنها خواهد گرديد. دانشکده های معماری نيز می توانند با راه اندازی سايت های فعال و انتشار الکترونيکی پژوهشهای دانشجويان ، گام مهمی در اين راستا بردارند … با اين کار پروژه های دانشجويی به منابع قابل استفاده عظيمی در اينترنت تبديل مي شوند.»
اگر منابع فارسی در اينترنت کم هستند ، پس وبلاگ نويسها چگونه به جمع آوری اطلاعات می پردازند ؟ به نظر می رسد بسياری از وبلاگها تنها کپی های ترجمه شده ای از مطالب خارجی در اختيار خواننده قرار می دهند. به عبارت بهتر بيشتر وبلاگها تنها به نقل از سايتهای معتبر معماری اکتفا می کند اما نينا شاهرخی با وجود اينکه شيوه های وبلاگ نويسی را متفاوت با هم می داند ، می گويد :
« من شخصا تا به حال با وبلاگی که فقط به معماری خودی بپردازد ، و هيچ ترجمه يا ارجاعی به سايتهای خارجی نداشته باشد ، برخورد نکرده ام»
از او درباره ی منابع خبری اش سوال می کنم :
« محل بدست آوردن خبر که مشخص است ! روزنامه های روز دنيا گاهی تحقيق های دانشجويی ، سايتهای معتبر يا مهجور معماری و البته به ندرت کتب معماری… »
«يوسف پور» استفاده ار منابع خارجی را بهتر می داند :
«مفهوم واقعی تولید محتو همین است و تکرار مطالب فارسی اندک موجود هيچ ارمغانی برای ايران نخواهد داشت.»
اگر به ذات پديده اينترنت نگاهی کنيم ، در می يابيم که مساله به روز بودن ، دغدغه ی مهم ساکنان دهکده جهانی است. ما اگر خود توليد کننده علم نيستيم ، می توانيم همگام با دانش روز منابع مورد استفاده را برای پژوهش گران ايرانی فراهم آوريم.
« يوسف پور » خوش بينانه به اين قضيه مي نگرد و وبلاگها را به روزتر از فصل نامه های معماری می داند. حال آنکه «شاهرخی» بسياری از وبلاگها را «وبلاگهای فسيل» می داند و اشاره کند که بسياری ار اين وبلاگها مدتهاست به روز نشده اند : «اما در مورد آن تعداد انگشت شمار وبلاگهای معماری که خودم را مقﻯد می دانم لاقل يک بار در هفته به آنها سر بزنم ، اکثريت بر اساس آخرين خبرهای روز هستند .»
ترديدی نيست که تعداد وبلاگهای فعال در زمينه معماری در ايران بسيار محدود است از شاهرخی و يوسف در مورد تبادل دانش بين وبلاگهای فعال پرسيدم ؛ يوسف پور معتقد است :‌«بين وبلاگهای معماری همکاری و هماهنگی از پيش تعيين شده ای وجود ندارد و باطبع تبادل دانش هم به ندرت و بسيار کم صورت می گيرد.»
شاهرخی کمبود وقت را عامل اصلی عدم ارتباط بين وبلاگ نويسها می داند. او نيز کامنت ها Comments را مجرای مهم برای تبادل اطلاعات مجازی بر می شمارد.
وبلاگها قدمت چندانی ندارند و مثل هر پديده ی نويی زمان طولانی صرف می شود که مورد قبول اجتماع قرار گيرند ؛ اما مقتضيات زمان باعث شده است که دانشجويان معماری - که در واقع خوانندگان ايده آل وبلاگ هستند - خيلی زودتر با اين پديده روبرو شوند. اکثر وبلاگ نويسان استقبال دانشجويان را راضی کننده می دانند. نگاهی به کامنت های هر وبلاگ اين نکته را تاييد مي کند. هرچند « شاهرخی » گلايه مي کند که هنوز بسياری وبلاگ را به رسميت نمی شناسند.
بی گمان به روز بودن وبلاگها و استفاده از منابع معتبر و دست اول ، اعتماد دانشجويان را جلب خواهد کرد. اين يک واقعيت است که دانشجويان معماری نيز به شدت با کمبود منبع دست و پنجه نرم می کنند و در حالی که نشر کتب معماری در ايران نظام خاصی ندارد ، وبلاگ می تواند جای خالی کتاب را پر کند. اما آنچه که نگران کننده است ، «باری به هر جهت » بودن بسياری از وبلاگهاست. اکثر وبلاگهای معماری برنامه ی کاری مشخص را دنبال نمی کنند . نشر مطالب علمی به صورت جسته و گريخته ، تنها فضای موجود را آشفته تر می کند.
«يوسف پور» آرشيو وبلاگش را مويد وجود برنامه ريزی در کارش می داند : «من شخصا سعی می کنم که در کارم از نظر انتخاب موضات و تعداد و زمان انتشار آنها ، از نظمی مشابه يک مجله پيروی کنم. تا به حال هم کاملا طبق برنامه و به طور منظم پيش رفته ام … . »
«شاهرخی» شيوه ای ديگر را برگزيده است : «مقيد به نوشتن در روز يا ساعت خاصی نيستم ، اما تمام مطالبی را که در طول روز با آنها درگير هستم و به نظرم جالب می آيند را اگر فرصت داشته باشم در وبلاگ می گذارم. ضمن اينکه خيلی وقت ها فقط برای وبلاگم و برای اينکه مانند وبلاگهای فسيل نشود نگرانم و سعی می کنم مطلبی را پابليش کنم !»
از تعداد وبلاگهای معماری اطلاعاتی در دست نيست ؛ بسياری از آنها تعطيل شده اند ، بسياری مطالب نامربوط منتشر می کنند و تنها تعداد کمی به مطالب تخصصی توجه دارند. وبلاگهای بسيار زيادی را می توان يافت که توسط دانشجويان معماری اداره می شوند اما در انها هيچ اثری از «معماری» نيست.
اين وبلاگها تنها به توضيح جو حاکم بر دانشکده های معماری بسنده کرده اند و ىا حداکثر جملات به ظاهر پر معنايی درباره ی معماری عرضه می کنند.
«شاهرخی» تعداد وبلاگها را کافی می داند و معتقد است به دليل محدود بودن منابع احتمال اينکه بيشتر مطالب تکراری شوند وجود دارد.
در نقطه مقابل «يوسف پور» تعداد وبلاگ ها را به هيچ وجه کافي نمي داند. او دليل حرف خود را چنين بيان مي کند :
« … هم اکنون با کمی اغماض می توان گفت بيش از ۱۰ وبلاگ معماری فعال و مفيد وجود ندارد. »
در پايان متاسفانه ، می توان گفت ک وبلاگ نويسان و خواننده ها ديگر شوق و شور اوايل راه اندازی وبلاگها را ندارند. ( درست مثل هر تب ديگری ). «شاهرخی» به وقت گير بودن نوشتن وبلاگ تخصصی اشاره مي کند و معتقد است :‌«هيچ کس تنها به خاطر وجود «موج» وبلاگ نويسی ، وبلاگ نخواهد نوشت.»
او «تب» فروکش کرده را بيشتر متوجه وبلاگهای شخصی می داند. شاهرخی پای مساله ی مهمی را پيش می کشد ؛ مساله ای که نبايد از آن فرار کنيم:
«تا وبلاگ راه بيفتد و روش استفاده صحيح آن را بياموزيم کلي راه باقی است!»
در پايان از «نينا شاهرخی» و «کمال يوسف پور» که وقت خود را در اختيار من قرار دادند ، نهايت تشکر را دارم .

توضيح-۱
متن بالا که بصورت ايتاليک مشخص شده از مجله صنفي دانشکده معماري دانشگاه هنر اصفهان ( طاق - شماره اول ) که با عنوان « لطفا فسيل نباشيد » عينا نقل شده است.
اين عينا يعني کپي برابر با اصل همراه با همان غلطهاي املايي و نگارشي ، که گه گاه غلط نوشتن سخت تر از درست نوشتن است ، شما هم يکبار امتحان کنيد « مقﻯد »‌ !!
توضيح -۲
سه نقطه ي اول هم مبين آن است که چند خطي از کل مطب حذف شده ، البته نه به آن دليل و اين دليل بلکه به جهت نور زياد فلش دوربين که سبب خواندن را سلب کرده بود.
اگر درست خاطرم باشد نگارنده در آن چند خط به جايي يا چيزي به اسم hoder اشاره مي کند که روزي آرزويش ۱۰۰ وبلاگ فارسي بوده است !!!

پرانتز باز
يک - نگارنده در همان چند خط محذوف به ابوالبلاگر فارسي اشاره مي کند ، که اتفاقا اسمش « سر دبير : خودم » است و حتما نگارنده براي تعريف وبلاگ از همان تعريف استفاده کرده است وگرنه نگارنده نمي شد.
دو - نگارنده جهت توجيه بيشتر مخاطب عام گهگاهي کلمات را به صورت دوزبانه مي آورد تا فرهنگ لغت وبلاگي مخاطبين عام را بالا ببرد . ايفورميشن etela`at
سه - نداريم
دوباره همان دو - نگارنده براي اثبات جايگاه مردمي و حضور وبلاگ نويسان در قلب دانشجويان معماري در هيچ جاي متن اشاره اي از نوع اچ تي تي پي به آدرس برقي يا حتي جاروبرقي نمي کند تا مشت محکمي بر دهان آمريکاي جنايت کار باشد.
چهار - نگارنده با توجه به تحقيقات گسترده و خاک صحنه خوردن ساليان دراز دنياي سايبر به اين نتيجه مي رسد که از تعداد وبلاگهاي تخصصي معماري اطلاعات دقيقي در دست نيست و اين بي شک به علت پراکندگي وبلاگها از ژاپن تا ايالات متحده و از مشهد تا تبريز است که شمارش تعداد آنها را مشکل مي سازد.
پنج - پيدا کنيد به تعداد انگشتان يک دست وبلاگ تخصصي معماري زنده !! سپس هورا بکشيد
شش- لطفا آکبند نباشيد.
پرانتز بسته

Wednesday، May 26، 2004

زيبائي شناسي تجربي

هدف اوليه تحقيقات زيباشناسي تجربي مطالعه تجربي ترجيحات و قضاوتهاي راجع به محرك ساده است .
محيط را مي توان مجموعه اي از مكانهاي رفتاري در نظر گرفت . فرضيه اصلي در اينجا اين است كه پاسخهاي مردم به يك مكان پاسخي به يك قرارگاه يا مكان رفتاري است . بافرض اينكه محيطي الگوهاي جاري رفتار را به خوبي تامين كند آن محيط در صورتي از لحاظ زيباشناختي لذت بخش است كه تحربيات حسي لذتبخشي را فراهم آورد ، ساختار ادراكي دلپذيري داشته باشد و نمادهاي لذت بخش است كه تجربيات حسي لذتبخشي را فراهم آورد ، ساختار ادراكي دلپذيري داشته باشد و نمادهاي لذت بخشي را تداعي كند . معناي اين نتيجه گيري اين است كه انرژيهاي محرك از قبيل شدت نور ، رنگ ، صدا ، بو ، و لمس براي استفاده فضاي معماري لذت بخش هستند . ( زيبا شناسي حسي ) به همين ترتيب ويژگيهاي فرمي كه از طريق ساختار سطوح ، بافتها و رنگ به محيط شكل مي دهند ( زيبا شناسي فرمي ) و تداعيهايي كه الگوها ايجاد مي كنند ( زيباشناسي نمادين ) لذت بخش و دلپذيرند .

Tuesday، May 25، 2004

زيباشناسي نظري

زيباشناسي نظري بر تحليل دروني و باورهاي شخصي از مفهوم زيبائي استوار است .
رويكرد ماشين گراي نظريه زيباشناسي محصول هنري را برانگيزنده حواس انسان و تصوير ذهني و تداعي حاصل از آن ميداند . اين رويكرد ارزش را در ذات اشياء مي داند . اين رويكرد ارزشها را به شرح زير دسته بندي مي كند .
1-ارزشهاي حسي : حاصل حسهاي لذت بخش مانند لمس ؛ مزه ؛ شنيدن و …
2-ارزشهاي فرمي : از نظم مواد حسي بوجود مي آيد . در اين بحث فرم كاركردي ابزاري دارد . ( فرم تابع عملكرد )
3- ارزشهاي بياني يا تداعي كننده : از تصاوير ذهني ايجاد شده با ارزشهاي با ارزشهاي حسي نشاط مي گيرد .
زيبائي شناسي تجربي :
هدف اوليه تحقيقات زيباشناسي تجربي مطالعه تجربي ترجيحات و قضاوتهاي راجع به محرك ساده است .
محيط را مي توان مجموعه اي از مكانهاي رفتاري در نظر گرفت . فرضيه اصلي در اينجا اين است كه پاسخهاي مردم به يك مكان پاسخي به يك قرارگاه يا مكان رفتاري است . بافرض اينكه محيطي الگوهاي جاري رفتار را به خوبي تامين كند آن محيط در صورتي از لحاظ زيباشناختي لذت بخش است كه تحربيات حسي لذتبخشي را فراهم آورد ، ساختار ادراكي دلپذيري داشته باشد و نمادهاي لذت بخش است كه تجربيات حسي لذتبخشي را فراهم آورد ، ساختار ادراكي دلپذيري داشته باشد و نمادهاي لذت بخشي را تداعي كند . معناي اين نتيجه گيري اين است كه انرژيهاي محرك از قبيل شدت نور ، رنگ ، صدا ، بو ، و لمس براي استفاده فضاي معماري لذت بخش هستند . ( زيبا شناسي حسي ) به همين ترتيب ويژگيهاي فرمي كه از طريق ساختار سطوح ، بافتها و رنگ به محيط شكل مي دهند ( زيبا شناسي فرمي ) و تداعيهايي كه الگوها ايجاد مي كنند ( زيباشناسي نمادين ) لذت بخش و دلپذيرند .

Sunday، August 24، 2003



























































اين روزا بازار طراحی داخلی داغه هر کی از هر صنفی سعی داره محيطی جذاب تر برای جلب مشتری فراهم کنه اگه به شما هم چند تا از اين آدما خوردن و به سرتون زد مبلمان و وسايل رو خودتون طراحی کنيد ، يا برای طراحی احتياج به مبل و صندلی و... پيدا کرديد آين سايت رو فراموش نکنيد در اين سايت کليه لوازم با اسم و مشخصات کامل ارائه شده که براحتی بتونيد آن را در بازار تهيه کنيد (البته در بازار ايران بعيد بدونم)