سه شنبه ۲۱ خرداد ۱۳۸۷ توسط معماری اينجاست
پنج شنبه بیست و سوم خرداد یکهزار و سیصد و هشتاد و هفت
سالن مطهری دانشگاه آزاد اصفهان
ساعت یک بعد از ظهر
پست شده در معماری, پایان نامه معماری | بدون نظر »
دوشنبه ۷ خرداد ۱۳۸۶ توسط معماری اينجاست
کارشناس برنامه علی اعطا
مدعوین برنامه کامران افشار نادری و حمید رضا شایان
پست شده در معماری, معماری پس از انقلاب, دکتر کامران افشار نادری, دکتر حمیدرضا شایان, رادیو فرهنگ | بدون نظر »
سه شنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۶ توسط معماری اينجاست
نگاهی به مجموعه فرهنگی فرشچیان اصفهان رتبه ی نخست بخش ساختمانهای عمومی همایش ملی و طراحی شهری نقش جهان اثر فرهاد احمدی


پیش گفتار
معمولاً آن چه در بررسي يک بنا به عنوان اثري معمارانه مورد توجه قرار مي گيرد بحث پيرامون جنبه هاي مادي و فضاي کالبدي و شکل دهنده به آن اثر معماري مي باشد حال آن که در بررسي اثري معماري در اصفهان ـ اين تصوير بهشت ـ مي توان با نگاهي معنا گر انه تنها به دنبال تکامل کالبدي و شکل گيري بنا بود بلکه در جستجوي ريشة شکل گيري پيوندکالبد و معنا و کيفيت اين ارتباط در دنياي عرفان نيز بود. نکته حائز اهميت در ديدگاه معمار عارف وصوفي باز سازي تصوير بهشت و جهان ماوراء در همه فضاهاي معماري چه در معابر، چه در مساجد و چه در خانه ها و همه جاي ديگر است «تلاش معمار همواره بر اين است که همه جا را به رنگ آن انديشة اصلي مرکزي خويش در آورد و خاک فقيررا به فضايي ماورايي شبيه سازد. آن فضايي که او با آن انس ازلي داشته است فضايي که مادي و خاطره اي از آن جهان است، انسان از آن هبوط کرده و هميشه تمامي انديشه و تفکراتش در پي بازگشت به آن و رهايي از قفس اين جهاني بوده است فضايي کامل و متعالي و بي زمان .»
ما همه اجزاي آدم بوده ايم در بهشت اين لحن ها بشنوده ايم
گرچه بر ما ريخت آب و گل شکي يادمان آيد از آن ها چيزکي
در اين راه آن چه معمار را براي رسيدن به اين هدف و بازسازي تصويري در خور از بهشت ياري مي کند به کار گيري زباني نمادين و استعاري براي انتقال پيام معنوي دنياي عرفان است.
نوشتار حاضر به بررسي مرکز فرهنگي اصفهان (مجموعه فرهنگي آموزشي فرشچيان) رتبه ی نخست بخش ساختمانهای عمومی همایش ملی و طراحی شهری نقش جهان اثر فرهاد احمدی خواهد پرداخت که کار
احداث آن پس از هفده سال پايان يافته است.
پيوند معماري و دنياي عرفان
مرکز فرهنگي سينماي اصفهان (مجتمع فرهنگي فرشچيان) که طراحي آن به اواخر دهه شصت باز می گردد ،در زميني به مساحت ۱۰.۰۰۰ متر مربع مجاور رودخانه زاينده رود در محله اي با بافت نسبتاً جديد ساخته شده است. نقطه آغازين و ايده اوليه طراحي تصوير ذهنی معمار از منظر آبگیر پل خواجو در زمان برگزاري جشن هاي بزرگ صفوي است ، در واقع سعي شده است که در اولين گام عناصر اصلي سازمان دهي فضاي برگزاري جشن ها با استفاده از آب نما، پل و رواق هاي اطراف به صورت انتزاعي بازسازي شود و رواق هاي اطراف پروژه با سازه مخصوص نشان دهنده خيمه ها و چادرهاي اسقرار قزلباش در زمان برگزاري جشن هاست.
به بيان ديگر خلوص و شفافيت فضاهاي معماري عصر صفوي و مکتب اصفهان معمار را بر آن داشته تا با استفاده از آب نماي مرکزي علاوه بر اعلام حضور زاينده رود در نزديکي ، با نمايش تصوير مجازي از حجم اصلي بنا که خود در پرسپکتيو و اندکي در دور دست واقع شده تقارني را که در امتداد محور طولي عرضه داشته با کمک آب نما به بعد سوم برده و در اين حال بيننده را با خود و اثر معماري تنها مي گذارد و او را به درون ساختمان دعوت مي کند.
تأکيد بر تقارن و تقويت آن در جای ، جای فضا نشان دهنده پايبند بودن فرهاد احمدی به اصول معماري سنتي ايران به ويژه معماري صفوي و مکتب اصفهان است. پس معماري سنتي به معني شيوه ساختمان سازي از نظر شکلي، ساختاري و مفهومي منبع الهام قرار مي گيرد .
آن چه به سنت تعبير مي شود به هيچ وجه پيروي از راه و روشي ويژه که مشمول زمان و مکان مي شود و يا حفظ وضع پيشين و قرار گرفتن در حصاري از انديشه هاي قديمي نيست بلکه آن گونه که دکتر سید حسین نصر تعريف مي کند: «امروزه هيچ چيز به هنگام تراز آن حقيقت ازلي، از آن پيامی نيست که از سنت مي آيد و مقتضاي حال است چرا که همواره مقتضي بوده است چنين پيامي تعلق به اکنون دارد که هميشه بوده است و خواهد بود سخن از سنت، سخن از اصول تبديل ناپذيري است با منشأ آسماني و سخن از کاربرشان در مقاطع مختلف از زمان و مکان.» به بيان ديگر معمار با استفاده از زبان نماد ها به بيان صور نمادين که جنبه هاي محسوسي از واقعيت ماوراء طبيعي اشياء هستند مي پردازد، ترجماني از مفاهيم دنياي عرفان در عالم خاکي. در حقیقت او صوري را به تصوير مي کشد که موجوديت خود را دارند خواه انسان از آن ها با خبر باشد يا نباشد، نمادهايي که به دست انسان ساخته نمي شوند بلکه او را دگرگون مي کنند.
همانگونه که ذکر شد هرچند اين مجموعه به تازگي مورد بهره برداري قرار گرفته است ولي آغاز طراحي آن به اواخر دهة ۶۰ باز مي گردد احمدي خود در اين باره مي گويد که در آن سال ها معمار جواني بوده است که تحت تأثير اساتيد بزرگ معماري ايران همچون نادر اردلان و کامران ديبا گونه اي معماري مفوم گرا با گرايشات عرفاني را دنبال مي کرده است.
از ديدگاه اردلان معماري به عنوان يک پديده در نظام وحدت گراي جامعه سنتي نشان دهنده اصل وحدت است. او بر اين عقيده است که مبناي شناخت و درک معماري سنتي اسلامي ريشه در رابطة بين کيهان، انسان و معماري دارد. «به عبارتي ديگر از ديد سنتي انسان و کيهان خود محصول هنر قدسي اند، انسان، کيهان و معماري قدسي از حيث واقعيت هستي شناسي شان نهايتاً وابسته به ذات الهي اند»
پس معمار بار ديگر سعي مي کند با استفاده از عناصر معماري تصوير ذهني خود را از عالم ديگر در دنياي مادي انعکاس دهد فرهاد احمدي خود در اين باره مي گويد «از نظر من پروژه طرح اين گونه پدید می آید؛ گويي جرعه اي آسماني از کيهان در مرکز پروژه در آن هشت ضلعي که نمادي خاکي از بهشت است فرو مي افتد؛ درست مانند سنگي در میان آب که موج ايجاد مي کند، صورت گيري يا تجلي مادي اين اثر کيهاني در واقع امواجي است که پلکانی فرارونده را ايجاد کرده که به سمت آسمان حرکت مي کند. در واقع نوعي معاشقه و يا تعامل بين زمين و آسمان، کيهان يا عالم صورت با عالم مثال.»
قطره اي از کيهان عالمي که کره خاکي و انسان در آن جاي گرفته اند بر جايگاه زندگي او فرود آمده، انسان پيوندي را ميان خود و آسمان يا فضاي بي کرانه احساس مي کند. گويي معمار تلاش مي کند راهي براي عروج از عالم خاک به فضاي برتر و پر معناتر بيابد و از تغييرات و دگرگوني هاي اين جهاني آزاد گردد.
از نظر کاربردي نيز چنين است تراکم و غلظت کاربري هاي مجموعه از مرکز به بيرون کاهش مي يابد به بيان ديگر فضاي تهي که در مرکز پروژه قرار گرفته و تالارها را در خود جاي داده تأثير خود را بر اطراف نيز گذاشته و لبه ها را نيز بي ماده و شفاف کرده است. تا آن جا که در بخش مجاور با خيابان رواق نيز حذف شده و ساختمان از طريق دروازه ورودي با پياده رو شهري ترکيب مي شود. ساختمان از طريق هفت دروازه که از نظر مقياس نيز بر آن ها تأکيد شده است به فضاي پيرامون خود متصل مي شود. در واقع دروازه اولين فضا در الگوي بنيادي اتصال، انتقال و وصول هستند. استفاده هوشمندانه از هفت دروازه و تأکيد بر آن ها شايد اشارتي است بر هفت دروازه بهشت موعود استعاره اي ديگر از مفهومي آن جهاني انعکاسي ديگر از عالم مثال در عالم خاک. «از ديدگاه استيرلين سرچشمه وجوه نمادين اندام هاي کالبدي در معماري ايران در عالم مثال يا عالم ملکوت ديده مي شود. »
در اين جا آب نما نيز نه تنها مکاني براي به نمايش گذاشتن و نگهداري آب و محلي براي نشستن در اطراف آن بلکه از ديدگاه عرفاني آينه اي است براي تصوير نمودن و انعکاس عناصري که دورادور حياط جاي گرفته اند.
آن چه در سازماندهي کلي مجموعه شاخص است هندسه بسيار قوي و ترکيب آن با تقارن است مفاهيمي که در مطالعه فضاي معماري و نظام کالبدي در معماري سنتي نيز ديده مي شوند در واقع کاربرد هندسه برخاسته از عمق اعتقاد و بينش معناگرايانه اي است که معمار سنتي براي دستيابي به مفاهيم ارزشي عقيدتي و بازيابي تبلور آن در شکل مادي و قالبي معمارانه به کار مي گيرد. به بيان ديگر هندسه به عنوان عاملي وحدت بخش به کار گرفته مي شود تا کلية ارکان بنيادين معماري از قبيل فضا، شکل، سطح، رنگ و ماده را به نظم در آورد «در معماري سنتي هندسه محدود به جنبه هاي کم و بيش کمي نيست بلکه جنبه کيفي دارد که در قوانين تناسب و هم آهنگي نمايان است و توسط آن يک بنا وحدت تقريباً بي مانند خود را به دست مي آورد.»
در مرکز فرهنگي اصفهان ناگفته ها و عجايب راز آلود همزمان با فرو بردن بيننده در تجربه اي ناخودآگاه آشکار مي شوند. آن جا که به زيباترين وجه معماري سنتي ايران يعني توجه به چهار عنصر نور، باد، آب ، خاک و تفکر ديرينه و اسطوره اي فرهنگ ايراني پرداخته مي شود. اين جريان نيرومند فکري ريشه در تفکرات فيلسوف بزرگ سهروردي و فلسفة اشراق در اين ميان آب نوع مادي عنصري است که مي تواند با نور ترکيب شود و از آن جا که توانايي عبور نور و روشنايي را از خود دارد به عنصري مقدس تبديل شده است. آب و نور به مثابه عناصر هويت بخش با يکديگر ترکيب مي شوند و بنيان فضايي زيبايي در معماري را پايه ريزي مي کنند که حوض خانه نام دارد ، در واقع حوض خانه همان معبد آب است ، در کنار چهار صفه که یکی از ساختارهای ویژه و بینابینی معماری این دیار است و تمام هنر معمار سنتي در ترکيب آب و نور در اين فضاست. اين تدبير نيز هوشمندانه در طراحي فضاهاي داخلي مجموعه به کار گرفته شده است وموجب رساندن نور به فضاهايي که در زير سطح زمين جاي گرفته اند از قبيل چایخانه و نگارخانه می شود.
فضاي هشت ضلعي مرکزي علاوه بر اين که از نظر محل قرار گيري در مرکز پروژه قرار دارد به نوعي نقطه شروع حرکت بازديد کننده و کاربران مجموعه نيز هست هندسه قوي، حضور آب و ترکيب شدن آن با نوري که از پل هاي شفافي که به اين فضا ختم مي شود گذر مي کند فضايي مشابه سر بينه حمام هاي سنتي ايجاد مي کند که آن ها نيز خود مرکز رويدادها و اتفاقات مهم اجتماعي بوده اند.
عنصر با اهميت ديگري که در طراحي مجموعه مورد تأکيد قرار گرفته است پل مي باشد، عنصري که در فرهنگ ايراني و اسلامي به مثابه گذرگاه و جدا کننده پاکي و پليدي است در اين جا نيز به ياري معماري معنا گرا آمده است تا صورتي خاکي از گذرگاهي بر پاکي و آب باشد و يا گذري شفاف براي انتقال به فضاي اصلي. به بيان ديگر سفر معنوي روح که آغازش تطهير و تزکيه و پايانش اشراق بود در اينجا و با پيروي از الگوي بنيادين اتصال، انتقال و وصول صورتي نمادين به خود مي گيرد. انسان با ورود از دروازه (اتصال) و گذر از پل (انتقال) و رسيدن به فضاي مرکزي تهي شده که به سمت آسمان در حال عروج است به وصل مي رسد. در اين جا معمار با عدم استفاده از رنگي ويژه و يا خاص بر خلوص فضاي معماريش افزوده است آن چه به عنوان رنگ در طرح استفاده شده است طيفي از بي رنگي است که با نور ترکيب مي شود و رنگ هايي زيبا در ذهن ناظر پديد مي آورد.
آن چه به عنوان آخرين نکته بايد در مورد پروژه مرکز فرهنگي سينمايي اصفهان ذکر شود نقشي است که اين فضاي فرهنگي در شهر به عنوان فضاي شهري ايفا مي کند «در تفکر عرفاني بنابه عنوان قطعه اي سرگردان نيست که روي سطحي قرار داده شده باشد بلکه در بافت شهري گنجانده شده است» . ارتفاع کم ساختمان و قرار گيري بخش عمده فضاها در داخل زمين مکان يابي مناسب ورودي ها در اطراف پروژه، باز بودن ضلع مجاور خيابان براي ورود عابرين، محل هايي براي نشستن در کنار آب نما، اختصاص بيش از نيمي از سطح پروژه براي استفاده آزاد عمومي و به کارگيري عناصر طبيعي و مصنوعي دعوت کننده به داخل اين مرکز را يک فضاي شهري در خور در مجاور رودخانه زاينده تبديل کرده است. آن چه اين مجموعه فرهنگي را به فضا، مکاني پويا تبديل مي کند. جايگزيني آن در سلسله مراتبي از فضاهاي عمومي و نيمه عمومي، ايستا و پويا، فضاي باز و سرپوشيده خطي و گرد هم آورنده با مقياس هاي کوچک و بزرگ و با عملکرد هاي متنوع اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي است، که موجب القاء حس تداوم، تنوع و تحرک فضايي در استفاده کنندگاني است که با اهداف مختلف قدم در آن نهاده اند.
پست شده در معماری, فرهنگی, سینمایی, فرهاد احمدی | بدون نظر »
جمعه ۲۷ بهمن ۱۳۸۵ توسط معماری اينجاست

برای توسعه مجدد بندرگاه اصلی شهر دوسلدورف به منطقه ای پویا ودر خور توجه فضاهای متعدد از جمله دفاتر اداری، شرکتهای تبلیغاتی و استودیوهای هنری ، فضاهای تجاری و رستوران های مختلف را نیاز بوده زاها حدید گونه ای چشم انداز (Landscape) مصنوعی با دید به سمت رودخانه را خلق کرده است که در واقع امتداد فعالیت هایی است که بر روی رودخانه انجام میشود. این فضای باز به وسیله یک ساختمان با طول ۶۰ متر که در برگیرنده فضاهای اداری است از اطراف و به ویژه سر وصدای ترافیک محیط جدا میشود یک سطح مثلثی شکل فلزی عظیم که از رودخانه آغاز می شود سایت را قطع می کند و در محل تقاطعش با دیواره حائل ، رامپ ورودی را شکل می دهد.شکاف هایی (ترک هایی) که در سطح صفحات تشکیل دهنده زمین به وجود آورده شده است ، ساختمان استودیوهای فنی ، مغازه ها و رستوران ها که در زیر سطح زمین جای گرفته اند را آشکار می کند. در زیر سطح زمین دیواره بخش خدمات فنی تحت تاثیر نیروهای طراحی فشرده شده و به ناگهان قسمتی از آن از زمین سر برآورده است . با ایجاد قوسی به محیط سالن ۳۲۰ نفره سینما را ایجاد کرده است.

بدنه دیوار حایل که به سمت خیابان می باشد با شیارهای بسیار کوچک بتنی حکاکی شده است و در سمت رودخانه لایه های طبقات بصورت طره ای (اتصال یک طرفه تیر) معلق شده اند که به صورت عمود به خیابان قرار می گیرند ، مانند خرده شیشه هایی که آزادانه در هنگام خرد شدن به اطراف پخش میشوند ساختمان آخر که متشکل از مجموعه ای از صفحات شفاف است عمود بر خیابان قرار گرفته است که ساختمان finger نامیده می شود. جایی که سطوح طبقات به صورت همگرا به هم می پیوندند فضای خالی به صورت مدور شکل میگیرد و اتاق های کنفرانس و فضاهای نمایشگاهی شکل می گیرند. مکعب شیشه ای ساده (مینیمال) توسط مجموعه ای از ستون ها و پایه ها و سازه های عظیم مثلثی شکل احاطه شده است . لابی ورودی محل برخورد ساختمان دیواره ای با ساختمان (finger) است .در این نقطه خیابان و فضای باز اطراف رودخانه به طور کامل به هم پیوند خورده اند.

پست شده در معماری, زاها حدید | بدون نظر »
شنبه ۲۱ بهمن ۱۳۸۵ توسط معماری اينجاست
گفتگو پیرامون مساله ی مسکن نبش قبر یکی از مهمترین موضوعات معماری معاصر است که زیر سایر مباحث و منازعات معمارانه مدفون شده است . هرچند به نظر می رسد مسئله سکونت به موضوع تکراری و رنگ باخته محافل معماری بدل شده ولی از آنجا که مسکن یک نیاز اجتماعی و اولویتی است مقدم بر تمام کارهای دیگر که از جانب اجتماع به معماری تحمیل می شود.
با در نظر گرفتن این نکته که معماری مدرن با محور قرار دادن موضوع مسکن خود را سازماندهی کرد و زیربنای خود را شکل داد ، به گونه ای که این مساله همواره باعث تحسین معماری مدرن شده است ولی معماری معاصر همواره تلاش کرده است با دوری جستن از این مساله از زیر سایه معماری مدرن خارج شده و گذشته خود را فراموش کند.
درواقع یاد آوری این مفهوم به معنای تداعی خاطرات تلخ و دوست نداشتنی از گذشته در ذهن معماری معاصر است . به طور قطع این اضطراب و پریشانی چندان بی پایه و اساس نیست، از اولین روزهای آغاز مدرنیسم مسئله سکونت در قالب تضادی جنون آمیز میان سکونت در خانه های شخصی و خانه های جمعی (آپارتمان) وجود داشته است . ابتدا تولید انبوه سکونت گاهها بر مشکل خانه دار شدن مردم و سکونت آنها فائق آمد و همانگونه که هانس میر (Hannes Meyer) دومین رئیس مدرسه معماری باهاوس(Bauhaus) بیان می کند : خود را از نظامی زیبایی شناسانه به نظامی اجتماعی تبدیل می کند. در این زمان برای جبران عدم توجه به جنبه زیبایی شناسانه و شخصیت معمارانه بنا، معماری پناهگاه خود را در خانه های شخصی اشراف و ثروتمندانی یافت که هم چنان به آینده معماری خوش بین بودند. در همین حال در دومین کنگره سیام ((ClAM) که در سال ۱۹۲۹ در فرانکفورت برگزار شد میس وند رو (Mies van der Rohe) شعار « مسکن با حداقل استانداردهای زندگی» را مطرح کرد. امروزه ثابت شده تقسیم مسکن خوب با حداکثر استانداردها و مسکن بد با حداقل استانداردها به دو مقوله ی مجزا امری اشتباه است که ناچار به وادی بن بست رسیده است. ساخت خانه های شخصی به عنوان بازاری ویژه و اختصاصی برای کارفرمایان ثروتمند به گونه ای معماری جایگزین تبدیل شده است که پروژه های پیشرو در آن فقط به عنوان معماری سمبلیک و نشانه ای قابل تشخیص هستند به طور مثال این گونه پروژه ها حجمی حدود ۸۰ درصد از مجلات معماری را اشغال می کند ولی تاثیر بسیار اندکی بر چشم اندازهای بصری و روانی جامعه معاصر دارند. آنچه معماری معاصر با آن دست به گریبان است ، مسکنی است که اساسا خارج از ساز و کار طبیعی اقتصاد عمل می کند یا حداقل اقتصادی بر مبنای اصول و ویژگیهای آنچه امروزه معماری معاصر با آن دست گریبان است . از طرف دیگر اگر اصول استقلال فردی به عنوان عامل اساسی تغییر و دگرگونی در دوران مدرنیته در نظر گرفته شود پس وجه دیگر سکونت در دوران مدرن یعنی زندگی در خانه های جمعی به همان میزان نامناسب و غیر قابل تطبیق جلوه می کند. در دوران انقلاب صنعتی تاثیر شرایط و ارزشهای اجتماعی بر شکل گیری سکونتهای جمعی بسیار قوی بود به بیان دیگر این شرایط اجتماعی و خاص افراد جامعه بود که موجب شکل گیری مسکنهای جمعی (آپارتمانها ) گردید و بطور کلی به عنوان یک راه حل فوری برای حل مشکل سکونت در جوامع صنعتی مطرح شد و بطور کامل با نیازهای اساسی یک خانواده پیوند خورده بود. طرح سکونت گاههای کوچک و استاندارد مدرن به طور کلی در پاسخ گویی به نیازهای زندگی امروز و انسان معاصر ناتوان است. در حال حاضر بطور چشمگیری مسکن طبقات ضعیف اجتماع شده است و این دلیل اصلی وجود حدود یک میلیون آپارتمان با قطعات پیش ساخته در جمهوری دموکراتیک آلمان سابق است که همگی خالی مانده اند و در انتظار سرنوشتی مشابه با ساختمانهای بلند مرتبه در پورت ایگو سنت لوئیس آمریکا (Pruitt lgoe St Louis ) هستند که تخریب آنها در سال ۱۹۷۲ مصادف با تاریخ مرگ معماری مدرن محسوب می شود با توجه به این پیشینه معماری معاصر نمی تواند انتظار کمکی از سوی تاریخ معماری مدرن برای حل مشکل سکونت باشد حال سوال اساسی این است که در این صورت منبع بعدی برای پاسخ به این سوال خواهد بود .
پیتر آیزنمن (Peter Eisenrnan ) نسخه جدید و مناسبی را در این مورد تجویز می کند او می گوید: انسان معاصر مدتها است که هیچ تصور کلی و مفهوم عینی از زندگی ندارد ولی با این وجود به ساخت خانه ها و زندگی در آن ادامه می دهد در واقع نظر آیزنمن ( Eisenrnan) برداشتی از گفته هایدگر در کتاب« ساختمان ، سکونت ، تفکر » است جایی که او مشکل واقعی سکونت را در بحبوحه ی بمباران جنگ جهانی در اروپای ویران اینگونه بیان می کند بازماندگان جنگ هیچ گاه برای درک مفهوم وماهیت زندگی از آن دست نمی کشند آنها نیاز دارند که یاد بگیرند چگونه سکونت کنند .
موضوع مهمی که در دوران تسلط مدرنیسم در حیطه معماری مطرح شد این بود که معماری برای خود قدرت آموزشی و تربیتی قائل بود به همین دلیل یک ساز و کار تبلیغاتی واقعی را نیز با هدف بسط توسعه این دیدگاه جدید به شیوه زندگی به کار گرفت در نخستین گام این آموزشها فقط محدود به توصیه هایی در کتاب «سکونت جدید» بود ولی خیلی زود برای وارد شدن این مفاهیم جدید به پایه های اصلی فرهنگ اجتماعی مردم به فیلم تبدیل شد والتر گروپیوس (Walter Gropius) در کتاب «چگونه می توانیم سالم و کارآمد زندگی کنیم » شهر پیشنهادی خود را به عنوان یک مکان آزمایشی ارائه می کند در سال ۱۹۲۹ هانس ریشتر (Hans Richter) از طرف مقامات ورکبوند سوئیس (Swiss Werkbund) اجازه یافت تا ساختمان «مجموعه مسکونی نوین» خود را آغاز کند در سال ۱۹۳۱ لوکور بوزیه در فیلم کوتاه خود « معماری امروز شاهکار خود ارتفاعی معمارانه » هنر زندگی مدرن را با تصاویری از ویلای شخصی خود با پارکینگ اختصاصی جلو خانه و و باغ بام برای ورزش صبحگاهی به تصویر کشید)
میس وندرو ترجیح داد تا این نقش آموزشی را بصورت شخصی انجام دهد او در پاسخ به نقدهای اتهام آمیز علیه خانه هایی که می ساخت علاقه نشان می داد و در پاسخ به نامناسب بودن خانه های او برای زندگی روزمره جواب می داد که من به مردم چگونه زیستن در خانه هایی که ساخته ام را یاد می دهم و برای اطمینان گاهی به صورت سر زده به خانه مالکانی که خانه آنها را ساخته بود می رفت تا مطمئن شود مبلمان خانه ها را همانگونه که او در پلان طراحی کرده قرار داده باشند.
پس می توان نتیجه گرفت که در دوران مدرن معماران علاوه بر خلق فضاها شیوه زندگی نوینی را ایجاد کردند در جوامع امروز این نقش به عهده صنایع بزرگ و فراگیری هستند که با سرعت مدلها و الگوهای جدید را طراحی و از طریق شبکه های گسترده رسانه ای تبلیغ می کند در سال ۱۹۲۷ مدرنیستها ساختمان نمایشگاه Weissenhof در اشتوتگارت را سازماندهی کردند تا خریداران اجازه داشته باشند تا شیوه ی جدید زندگی را تجربه کنند این کار امروزه در IKEA (شرکت سوئیسی طراحی داخلی وسایل منزل) اتفاق می افتد و می توان گفت که IKEA نقشی اساسی و بیش از هر معمار دیگریست علاوه بر این دهها هزار طراحی داخلی گوناگون و مجلات مختلف که بدون شک مشخص کننده فرهنگ واقعی سکونت امروزی بیش از هر زمان دیگریست با در اختیار داشتن این تولیدات ، زندگی و معماری به فرهنگی پایدار می رسند بدون اینکه توانایی رسیدن به خلاقیتهای هنری خلق شده روزمره را داشته باشند تنها قادر است در مقابل آنها عکس العملی در خور ارائه کند.این منطق عکس العملگرا از طریق موسسات فرهنگی که حامیان واقعی معماری هستند گسترش می یابند به همین دلیل نمایشگاه سبک بین المللی International Style))که در سال ۱۹۲۹ در موزه هنرهای مدرن MOMA) ) برگزار شد نیروی محرک مهم و اصلی در گسترش ایده معماری مدرن در مورد سکونت به ویژه در امریکا بود در حالیکه نمایشگاه « خانه های غیر خصوصی» که در سال ۱۹۹۹ و در همان محل برگزار شد به سختی تصویر محو و رنگ پریده ای از تحولاتی را منعکس می کرد که مدتها بود اتفاق افتاده بود. ارائه تصویری اغراق آمیز از این گونه معماری بطور چشمگیری منتج به گفتمان پیوندی چند بعدی از فرهنگ مصنوعی روزمره انسان معاصر می شود ارائه تعریفی دقیق و ماهیت گرایانه از سکونت آنگونه که هایدگر ارائه کرده است برای معماری معاصر کار آسانی نیست به طور قطع ارائه جملات دقیق و کیفی زمانی امکان پذیر است که شخصی معماری را به مثابه چیزی تفسیر کند ولی اکنون این شرایط زندگیست که معماری و نحوه آن را مشخص می کند شرایطی از قبیل: نوع رابطه با دیگران ، روش انجام کار، تعداد فرزندان، مکان یابی خانه در محدوده شهر، نوع تفریحات ، میزان تحرک و ….. که همگی موارد جزئی کوچک از پارامترهای موثر در زندگی انسان معاصر است .
انجام پژوهش و تحقیقات نوین بر اساس روشهای پیشرفته بر روی شرایط تاثیر گذار خارجی که نمونه های آن ذکر شد از ضروری ترین پیش نیازها برای موضوع مسکن و سکونت در معماری معاصر است . این شناخت دقیق از شیوه زندگی ، انسان معاصر را در بیان تعریفی دقیق از جایی که زندگی در آن انجام می شود توانا خواهد کرد، نه تنها خانه بلکه تلویزیون ، قطار، هتل ، محل کار می توانند محیطی برای زندگی انسان باشند. از این دیدگاه سکونت خود را به مثابه حضوری مستتر ارائه می کند . تحقیق برای ارائه مفهوم عینی سکونت منجر به کشف نوعی وجود بدلی مدرن که فراگیر از نظر مکانی وزمانی وغیر قابل تعریف است درست مانند زمانی که رنگها با هم مخلوط می شوند رنگ جدید فقط تحت تاثیر برهم نهی رنگهای اصلی ایجاد می شود ، می توان سکونت را نیز فقط از طریق برهم نهی شرایط زندگی روزمره انسان معاصر تعریف کنیم این نوع تعریف مرکز گریز باعث دستیابی به فرایندهای تاثیر گذاری می شود که موجب به دو استحاله اساسی در سکونت گاههای معاصر می شود .
۱- تحرک وابسته به فضا وزمان
۲- عدم خلوص گونه شناختی در مورد حرکت وابسته به فضا وزمان
اگر سکونت گاهها در قرن ۱۹ و اوایل قرن بیستم نوعی زندگی پایدار و محدود به مکان را ارائه می داد امروزه تحرک و فعالیتهای زیاد میان قطبهایی که انسان در آن حضور دارد سبب ایجاد مکانهایی میشود که به میزان زیادی تابع زمان و فضا هستند . با وجود تحرک بسیار زیاد که جزئی از زندگی معمول افراد جامعه است بدویت مدرن به شرایط هر روزه تبدیل شده است . در کشور امریکا میانگین تغییر شغل و محل زندگی برای هر شهروند تقریبا ۵ سال و در اروپا نیز با سرعت کمتری در حال نزدیک شدن به این میانگین است
« شهروند انعطاف پذیر» زندگی خود را اساسا برمبنای نیازهای در حال تغییر شغل خود سازماندهی می کند افزایش تغییر شغلهای بلند مدت و جهانی شدن بازار کار موجب پدید آوردن نوع زندگی نوین شده است که از نظر زمانی و مکانی به شدت دستخوش تغییر شده به همین دلیل سکونت بیشتر و بیشتر به موضوع فرهنگ حرکت تبدیل شده است .خانه مفهوم قلمرو و ملک شخصی را از دست داده است و خود را با مفهوم جدید ملک متحرک معرفی می کند معمار آلمانی ( André Poitiers ) پیش بینی می کند که در آینده انسانها در واحدهای سکونتی متحرک زندگی خواهند کرد. واحدهایی قابل حمل که با مالکانشان جابجا خواهند شد. این نوع محرک به طور قطع شیوه زندگی انسان را نیز تغییر خواهد داد مفهوم انعطاف پذیری که زاده تحول و انقلاب عظیم در سازه ساختمانهای مدرن بوده است در انتهای دوره مدرن تنها به کلیشه ای تکراری و رنگ باخته بدل شده بود و نقش مفهومی و اساسی خود را انجام نمی داد .
امروزه معماران هنوز انعطاف پذیری را به عنوان مفهومی ساختاری می شناسند این تفکر به دیدگاه آنها نسبت به کار معمار معروف دوران مدرن لوکوربوزیه و ابداع سیستم باز می گردد. پلان آزاد دومینو (the Maison Domino ) اجازه ساخت سازه ای باربر و ساده را ارائه می داد که در آن چند ستون جایگزین دیوار شده است تا اینجا این موضوع اساسا امتیاز معمار برای سود جستن از انعطاف پذیریست زیرا روند طراحی را آسانتر می کند هرچند قولی که معمار در مورد تقسیم بندی انعطاف پذیر و آزاد اتاق ها به مالک خانه داده بود عملا اجرا نشد .نیروی فیزیکی دیوارها که در ساختمان اجرا شده بود قابلیت تغییر شکل زیاد و سطح آزاد طبقات چیزی بیش از یک گزینه تئوری و مفهومی سازه ی نبود اخیرا معماران مفهوم واقعی انعطاف پذیری به معنای واقعی و با روشی قابل اجرا برای سازماندهی فضا به گونه ای که واقعا امکان تغییر آن وجود داشته باشد ( مثلا با ایجاد تمهیداتی می توان اجزاء آشپزخانه را با کمک اتصالات برق یا شیرهای آب که به آن متصل است بصورت آزادانه در فضاها قرار داد به گونه ای که امکان حرکت آنها نیز فراهم باشد) .
این نوع انعطاف پذیری در نحوه اجرا یکی از اساسی ترین شرایط برای نوع دوم استحاله سکونت گاه ها در معماری معاصر است که پیش از این ذکر شد .
علی رغم تغییر شیوه زندگی در دوران استقلال فردی مفهوم تیپولوژی معماری به میزان زیادی بی معنا شده و ماهیت خود را از دست داده است.یک واحد مسکونی به صورت استاندارد برای یک خانواده با یک یا دو فرزند موضوعی نامربوط است مگر اینکه این خانواده از نظر برقراری روابط اجتماعی و انسانی جزئی از جوامع توسعه یافته نباشد .تقریبا نیمی از ازدواجها در کشورهای پیشرفته به طلاق منتهی می شود که می تواند دلیل اغوا کننده ای برای فکر کردن به طراحی خانه هایی برای یک زوج مطلقه و دو فرزند باشد در طرف مقابل روش زندگی طبقات اجتماعی مجرد نیز دارای اهمیت است طبقه ای که فقط شامل جوانان ۲۰ تا ۳۵ سال نمی شود بلکه طیف وسیعی از سالخوردگان و بازنشستگان را نیز در بر می گیرد که عمدتا با توجه به ارائه خدمات عمومی و پزشکی ، زندگی در مکانهای عمومی را بر خانه های قدیمی خود خانه های قدیمی خود ترجیح می دهند برای اکثر شیوه های سنتی زندگی نوین همچنان مفاهیم عینی برای طراحی سکونت گاه وجود دارد که باید بسط وتوسعه یابند .از آنجا که نیاز ها و خواسته های جدید شیوه های زندگی را دائما تغییر می دهند این طراحی گونه ای تیپولوژی جدید برای مسکن های نوین بر اساس این شیوه ها ،غیر محتمل است.این در حالیست که این روشهای زندگی موجب پیدایش مدلهای کوچکتری می شوند. شکلهایی که در فرآیند استحاله هیچ گاه کامل نمی شوند ولی دائما به شرایط در حال تغییر عکس العمل نشان می دهند دقیقا مانند تکنیکهای تولیدات صنعتی امروزی مدلهایی که به سرعت شکل می گیرند و براساس توانایی هایشان تحت شرایط ویژه و گزینش های مختلف تقسیم بندی می شوند در واقع در حین تولید توانایی تطابق با شرایط و پارامترهای گوناگون محیط را فرا خواهند گرفت . تکنولوژیهای نوین تولید با استفاده از کامپیوتر با روشهای گوناگون نرم افزاری در مقایسه با مفاهیم استاندارد دوران مدرن به طور کامل عقب ماندند . مفاهیم مدرن به جای فراهم آوردن پایه های تکنولوژیک را بطه جدیدی بین معماری و فرمهای سازمان دهنده در حال تغییر تحت تاثیر نیازهای جامعه بوجود آوردند پس معماری امروز خود را در نقطه آغاز مانند ابتدای دوران مدرن می یابد و مسئله سکونت همچنان می تواند یک بار دیگر به آزمایشگاه تحقیقی معماری جدید تبدیل شود.
پست شده در معماری, مسکن | بدون نظر »
دوشنبه ۲ بهمن ۱۳۸۵ توسط معماری اينجاست

برای اولین بار گوتلیب بومگارتن میان آگاهی زیبا شناسانه آدمی و ادراك حسی او از زیبایی قائل شد . كه ادارك حسی همان دانش به زیبایی طبیعی است كه در مقابل مفهوم زیبایی هنری كه نتایج هنر آفریده آدمی است قرار می گیرد . بومگارتن زیبایی هنری را هنر آزاد خوانده و آن را استتیك نامید . او سودای بنیان علمی تازه را در سر داشت كه آن را استتیك می خواند و مدعی بود كه با این علم اعتبار آگاهی هنری بیشتر دانسته می شود و در بحث از این علم شكاف ژرف میان علم طبیعی و شناخت از زیبایی را به شیوه روشنگران مورد تأكید قرار می دهد . وكانت در كتاب سنجش نیروی داوری واژه استتیك را به معنای مورد نظر بومگارتن به كار برد ولی یادآور شد كه علم مورد نظر بومگارتن به وجود نمی آید و هیچ گونه علم زیبایی وجود ندارد بلكه فقط نقادی زیبا شناسانه وجود دارد نه علم زیبایی بلكه هنرهای زیبا . هیوم در رساله اش در رابطه منابطه ذوق از جدایی ادراك زیبایی شناسانه از ادراك علمی یاد می كند و می پذیرد كه برای زبان هنر نمی توان قاعده ای نهایی و قطعاً درست یافت . او می گوید هر گونه احساسی بیرحق است ، زیرا حس به هیچ چیزی فراتر از خود باز نمی گردد و نمی توان برای فهم از زیبایی قائل به همان ابزار مفهومی ای شد كه در ادراك علمی كارایی دارد و این از دستاوردهای مدرن فلسفه هنر است كه راه علمی پژوهش حقیقت از راه شناسانه آن متفاوت است . به گفته نیچه زیبایی شناسی سخنی نظری است كه هنر را در موقعیت مستقل خود بررسی می كند و بارها حقیقی تر است از حقفیقت تجربی یا آن مواردی كه نتیجه بررسی دانشی خاص است و در پیكر مفاهیم و قوانین بیان می شود دانشی كه در واقع حقیقت را نسبت میان داده های موجود با احكام ، قوانین و نظریه ها می داند . از نظر نیچه هنر بارها بیش از عدالت لیبرال درست است و ارزشی بیش از احكام اخلاقی ای دارد كه در پی ارمان آن عدالت بنیان یافته است . در فرهنگ اصطلاحات فنی و نقادانه فلسفی لالاند زیبایی شناسی به دو معنی تعریف شده :
۱-هر آنچه به زیبایی مرتبط شود و هر آنچه منشیء زیبایی را تعریف كند .
۲- علمی كه موضوعش داوری و ارائه حكم باشد درباره تفاوت میان زشت و زیبا
از نظر افلاطون هیچ فرقی بین یك شاعر یا یك معمار یا پزشك وجود ندارد یعنی هر كدام اجزا و مصالح كار خود را با نظمی خاص فراهم می سازد و هر جزء ، را به شكلی در می آورد كه با جزدیگر سازگار باشد و آنگاه از تلفیق جزء ها اثری منظم و هماهنگ و زیبا پدید می آورد و به نظر افلاطون و یونانیان هیچ تفاوتی میان هنرمند و دیگر شكل های ساختن و تولید كردن نبود . در رابطه با هنر مدرن باید بدانیم كه مدرنیته با مدرنیسم تفاوت دارد . كل دگرگونی های فرهنگی ، اقتصادی ، سیاسی و اجتماعی را از رنسانس به بعد را مدرنیته می گویند . ولی مدرنیسم اندیشه و فرهنگی است كه با نهادها ، باورها و خرافه های سنتی مبارزه كند و با خرد باورری یا راسیونالیسم و نیز با انسان باوری و بینش دنیوی همراه باشد . به نظر تئودور آدورنو هنر مدرن از خرد باوری مدرنیته به هیچ رو دفاع نمی كند و برعكس با آن سر جنگ دارد . او مصائب انسان مدرن را نتیجه مدرنیته دانست و تاكید كرد كه هنر مدرن علیه این مصیبت ها و سرچشمه های انها موضع دارد . به نظر یورگن ها برماس هنرمدرن از ناقدان بی رحم و سازش ناپذیر خود ابزاری است و به هیچ رو با آن خودباوری ای همراه نیست كه با تكیه برپیشرفت های تكنولوژیك به توجیه نابرابریهای اجتماعی و بی عدالتیهای مناسبات تولید سرمایه داری می پردازد . امام مسئله اصلی این است كه هنر مدرن در بنیان خود مدافع گونه ای دیگر از خودباوری مدرنیته یعنی « خرد ارتباطی » است . شاید به همین دلیل است كه این هنر به كمترین میزان ممكن در مدار ارتباط های انسانی قرار گرفته یعنی توانایی ایجاد ارتباط با توده های مردم را نداشته . تا جایی كه مخالفان هنر مدرن آن را هنر سرآمد گرا می نامند . بله هنر مدرن هنری بیانگر نیست یعنی نكته مركزی در آن بیان واقعیتی در دنیای بیرون یا حس یا عاطفه یا هیجانی از روح هنرمند نیست و در نتیجه مقلد واقعیت هم نیست . آنچه پیش تر از نظر عام قطعی و حتمی فرض می شد به چشم هنرمند مدرن چیزی است قراردادی كه قطعیت وجودی ندارد و برعكس چشم اندازی كه بنا به زیبا شناسی كلاسیك در تمامیت خود معنا داشت . هنرمند مدرن به ادارك حسی خود نامطمئن است و نمی خواهد آنچه را كه می بیند نقش كند بلكه در پی آنست كه آنچه را كه به آن می اندیشد بیافریند . زیرا به خوبی دانسته است كه حسش چیزی نیست جز عادت های دیواری یعنی پذیرش قراردادهای نشانه شناسانه ای كه مقادیری تعریف را به عنوان واقعیت معرفی می كند و همچنین است كه در كوبیسم كلیت كه در واقع نظام بسته ای ناشی از قرارداد بود تقدس خود را از دست داد و نقاش آن را به اجزاء دلخواه خود تقسیم كرد و هر جزء را آنسان كه به نظرش درست آمد تصویر كرد و قراردادهای جدیدی با مخاطب به وجود آورد با این مزیت كه این قراردادها آگاهانه بود . بیان مدرن از آنچه پیش تر شناخته و تبیین شده دور می شود نه فقط به خاطر پیش بردن پیكارش با سنت ها بلكه بیش از هر چیز به خاطر ادراكش از دروغین بود تمامیت آشنا ، هنر گریز از زبان آشنا و دست یابی به لذت بیگانگی است . هنر مدرن از آنچه بنیان هنر رمانتیك بود یعنی از عاطفه و شور دور می شود . حس از راه مستقیم شكل منتقل می شود و نه از راه بیانی قراردادی . در دنیای حقیر زندگی هر روزه نا امنی كم نیست ، اما هیچ چیز نا امن تر از آن نیست كه شكل زندگی دگرگون شود .
كاسیرر تاكید می كند تجزیه یك اثر مورد محسوس به اجزاء آن تلاش برای كشف زندگی هر یك از این اجزاء مستقل از دیگری كاری نادرست است . در این حالت شاید بتوان هر یك از اجزاء را به گونه ای علمی تبیین كرد . امام این به هیچ رو به معنای شناخت تمامیت مورد محسوس نیست .
می توانیم رنگ را به مفهوم فیزیكی – ریاضی آن تبدیل كنیم ، یعنی آن را چیزی جز حركت نشناسیم . اما با این كار آن را در مقام اثری زیبایی شناسانه از بین برده ایم . شناخت كلیت مورد محسوس از دقت به مجموعه به دست می آید و تنها هنرمند می تواند این كلیت را به ما نشان دهد .
پست شده در معماری, زیبایی | بدون نظر »
جمعه ۱ دی ۱۳۸۵ توسط معماری اينجاست
هر یکشنبه معماری را در روزنامه ی اعتماد بخوانید نقطه
این بار استثنائا یکشنبه به پنج شنبه افتاده نقطه
مثل چهارشنبه سوری که هر سال به جمعه می افتد خیلی سخت نگیرید نقطه
توضیح اینکه این صفحه به همت علی اعطا پرپاست ، خدایش نگه دارد نقطه
پست شده در معماری | بدون نظر »
سه شنبه ۷ آذر ۱۳۸۵ توسط معماری اينجاست

همانقدر که در معماری، داشتن ایده مهم است، گذر از مرحلۀ ایده به فرم نیز اهمیت دارد. ایدهها، مصالح طراحی هستند و فرمها تبلور فرآیند تولید، پالایش و تلفیق ایدههای خرد و کلان، برای رسیدن به ساختاری منسجم، در معماری، به معنی خاص آن، ساختن ایده مهمتر از ساختن بناست. اما اگرچه وجود مصالح خوب، یعنی داشتن ایدههای مناسب و بدیع معمارانه، ضروری است، به کارگیری صحیح و خلاقانۀ ایدهها اساسیترین بخش معماری است.
در حالی که معماری گذشته با تلفیق، تطبیق و تکمیل ایدههای فضایی مشخصی که فرم و مصداقهای عینی آن، نظیر هشتی و ایوان، حیاط و پنج دری، از قبل موجود بود، سر و کار داشت؛ معماری امروز، بیشتر از گذشته به جوهر معماری، فضا، فرم، نور و رنگ توجه دارد.
طراحی معماری نیز در این شرایط از ایدههایی مجرد آغاز میشود و سپس به طرح فضای عینی زندگی، میانجامد. عبور از مقولهای ذهنی و مجرد به پدیدهای عینی، لحظهای جادویی است. این مسئله در آغاز طراحی که مسئله تبدیل ایدههای اصلی و محور پروژه به ساختاری دارای شکل، مطرح است؛ بسیار حساس و تعیین کننده است. ایدههای مکمل بعدی که تا مرحلۀ تعیین جزئیات فنی و تزئینی بنا، رفته رفته شکل میگیرند، این امکان را مییابند که از تجربۀ شکلهای حاصل شده یا از تجربیات قبلی طراحی سود ببرند.
«تبدیل ایده به فرم، دانش و مهارت طراح را میطلبد. منظور از دانش، اطلاعات طراح از تکنیکهای خلاقیت، تکنیکهای ترکیب و مقولههایی از این قبیل است که هر فردی میتواند از طریق مطالعه بیاموزد. مسئله مهارت، پیچیدهتر است و به تربیت ذوق و سلیقه و کسب تدریجی توانایی در بکارگیری فرمها مربوط میشود.
تبدیل ایده به فرم در طراحی معماری یک مرحلۀ خاص و محدود از زمینههای پژوهشی و تجربی است که بسیار وسیعتر و مهمتر از یک پروژه ـ با تمامی مسایل آن ـ است. هر نوع قاعدۀ طراحی درونی یک پروژه، که از ویژگیهای موضوع طراحی استخراج میشود، هر چقدر مفید و جذاب باشد، نمیتواند با نگرش کلی طراح، نسبت به معماری و مسایل آن تفاوت اساسی داشته باشد و به همین دلیل قالبها و قواعد فرمال خاص یک پروژه، باید همواره به صورت انتقادی و انعطاف پذیر دیده شوند. در غیر این صورت یک جزء، یعنی مسایل مربوط به یک پروژۀ خاص، ممکن است به کل، یعنی اهداف و مسایل اصلی پروژۀ معماری، خدشه وارد کند.
پست شده در معماری, کانسپت, ایده, فرم | بدون نظر »
شنبه ۴ آذر ۱۳۸۵ توسط معماری اينجاست

ایده، اصطلاحی است که در بحثهای معماری زیاد به کار میرود و همین نکته، اهمیت آن را مینمایاند. در تمدن بشر، ایده، نقش بسیار مهم یا شاید بتوان گفت مهمترین نقش را ایفا کرده است. اگر به اطراف نگاهی کنیم، میبینیم که تمامی اشیاء زندگی ما در اصل براساس ایدههایی مشخص به وجود آمدهاند.
پوستۀ خرچنگی که لوکوربوزیه در سال ۱۹۴۶ در یک ساحل یافته بود، به ایدهای برای یکی از مهمترین آثار معماری معاصر تبدیل شد: سقف کلیسای رونشان .
در هر حال نه تنها فرمهای طبیعی، بلکه تمام پدیدههایی که در این جهان وجود دارند، از قبیل یک ساختمان یا حتی یک داستان و یک شعر نیز ممکن است به کاتالیزورهایی برای پرورش ایدهای در ذهن تبدیل شوند. نکته ی مهم، چگونگی استخراج ایده از مقولات شناخته شده است. زیرا تبدیل مستقیم چیزهایی که کنجکاوی ما را جلب کردهاند، به معماری، به اندازه ساختن ساختمانی به شکل خرچنگ، مضحک است. ذهن کنجکاو، عصاره یا ویژگی مهم آن چیزهایی را که با حواس، شناخته شده است، استخراج میکند و سپس آن را به زبان مناسب پروژه ترجمه میکند. در طول زمان، معانی اولیه فراموش میشوند، کاربریها عوض میشوند و آنچه باقی میماند فرم است. به همین جهت، صحیح است که شکلگیری ایده یا تبلور آن، مسیر خود را طی کند.
معماری پیش از آنکه یک ساختمان باشد؛ یک تفکر، یک اختراع و یک واقعۀ پیشبینی نشده است. اختراع معمولاً زمانی صورت میگیرد که به یک راه حل استثنایی نیاز باشد و کار معماری، همواره در شرایطی صورت میپذیرد که به لحاظ زمانی، مکانی یا موضوعی، منحصر به فرد محسوب میشود و بنابراین نیاز به اختراع دارد.
کار اصلی معمار، یافتن جوهر منحصر به فرد هر پروژه و پرداختن به آن است. از این طریق، ایده تولید میشود و در کنار ساختمان، که راه حلی برای مسئلهای محدود و مشخص است، فرهنگ معماری نیز به پیش میرود..
ایده ابزاری برای گفتگو و پیشنهاد راه حلی مکمل است، آن هم نه راه حلی که به صورت نقطه ضعف درآید و سرنوشتی انگلوار داشته باشد. اگر در گذشته تنها ابنیۀ بسیار خاص، به ایدههای نوین دست مییافتند و اکثر سازندگان به استفاده از ایدۀ گذشتگان یا تکمیل تدریجی آنها میپرداختند، امروزه وضعیت کاملاً متفاوت است و معماری اگر صاحب ایده نباشد؛ نه تنها به لحاظ فرهنگی بیارزش است، بلکه حتی به جای پرداختن به مسایل پروژه، ناچار است به دور آنها بچرخد و با شعبده بازیهای سلیقهای، مشروعیت ظاهری برای خویش کسب کند.
«ایده» همواره ماهیتی جهانی است ولی سلیقه محلی است. به دلیل فقدان ایده است که اینقدر از نفوذ معماری جهانی به کشور نگران میشویم. تنها راه مقابله با تهاجم فرهنگی نیز تولید ایدههایی اصیل و باارزش است. معماری ما هم زمانی که دارای ایده بود، مسئله تهاجم فرهنگی را حل کرده بود. پیش بینی میشود که در آیندهای نزدیک، عمدهترین فعالیت بشر، تولید ایده خواهد بود و روباتها و کامپیوترها بقیۀ کارها را انجام میدهند. تولید ایده در حقیقت یکی از مهمترین فعالیتهای مغز است که کامپیوتر قادر به انجام آن نیست.
پست شده در معماری, کانسپت, ایده | بدون نظر »
سه شنبه ۲۰ تیر ۱۳۸۵ توسط معماری اينجاست
اگر اظهار نظريه هاي عمومي درمورد معماري ، سرمشقي براي معماران حرفه اي باشد ، توفيقي براي طراحي است .برطبق نظر ويتروويوس معماري بايد سه مقصود اصلي را برآورده سازد : پايداري ، سودمندي ، زيبائي معماران مدرن سودمندي را هدف عملكردي ساختمان و فرم را هدف زيبا شناختي آن در نظر گرفته اند تفكيك فرم و عملكرد ، ممكن است كه اين معنا را داشته باشد كه زيبائي هيچ مقصود بنياديني را برآورده نيم سازد . روشن است كه اينگونه نيست . عملكردهاي زيباشناختي بايد بهمراه بقيه عملكردهاي محيط كالبدي در نظر گرفته شوند . با وجود اينكه تحليلهاي زيادي سعي در جدا ساختن فرم و عملكرد داشته اند بايد توجه داشت كه سودمندي همان زيبايي و زيبائي عين سودمندي است . ر
پست شده در Uncategorized | بدون نظر »
شنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۸۵ توسط معماری اينجاست
نشست اول
مهندسی ایرانی
سید محمد بهشتی
موزه حمام علی قلی آقا
ساعت نوزده و سی دقـیقه
سی ام اردیبهشت ماه هشتاد و پنج
پست شده در معماری | Comments Off
سه شنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۸۵ توسط معماری اينجاست
پست شده در حاشيه معماری | Comments Off
چهارشنبه ۲۳ فروردین ۱۳۸۵ توسط معماری اينجاست

۶۴۸ صفحه
زبان :انگلیسی
ناشر : Blackwell Science
فرمت : پی دی اف
حجم : ۲۱۶ مگابایت
http://rapidshare.de/files/۱۶۶۹۲۹۹۳/ArchitectsData_muya.part۱.rar http://rapidshare.de/files/۱۶۶۹۲۹۸۴/ArchitectsData_muya.part۲.rar http://rapidshare.de/files/۱۶۶۹۲۹۹۴/ArchitectsData_muya.part۳.rar http://rapidshare.de/files/۱۶۶۹۲۳۶۲/ArchitectsData_muya.part۴.rar http://rapidshare.de/files/۱۶۶۹۳۰۰۸/ArchitectsData_muya.part۵.rar http://rapidshare.de/files/۱۶۶۸۸۰۱۳/ArchitectsData_muya.part۶.rar
پست شده در Uncategorized | Comments Off
چهارشنبه ۲۰ مهر ۱۳۸۴ توسط معماری اينجاست
ایده تملک خانه های شخصی سالهاست که مطرح شده است ،
ادامه ی این مطلب را بخوانید »
پست شده در معماری | Comments Off
چهارشنبه ۲۰ مهر ۱۳۸۴ توسط معماری اينجاست
پست شده در معماری | Comments Off
دوشنبه ۱۰ مرداد ۱۳۸۴ توسط معماری اينجاست
این موضوعات در« پروژه گذار» به عنوان ایده و محرک اوليه برای کشف و بررسی روابط و بازخوردهای فضای فیزیکی و مجازی در نظر گرفته می شود.
- جریانها ، تغییرات ناگهانی و مجموعه داده های شبکه های اطلاع رسانی چه تاثیراتی بر شهر و جغرافیایی منطقه می گذارد ؟
- کدامیک از فضاهای مجازی جدید سبب خلق فضای شهری جدید می شوند؟
- کدامیک از فضاهای مجازی می توانند با شهر فیزیکی رابطه برقرار کنند؟
- چه فضای می تواند با عنوان « آگورای دیجیتال» تعامل صحیح با رفتارهای اجتماعی برقرار کند ؟
ادامه ی این مطلب را بخوانید »
پست شده در معماری | ۱ نظر »
سه شنبه ۲۸ تیر ۱۳۸۴ توسط معماری اينجاست
بطور کلی در گذشته فرهنگ بر اساس برخی معیارهای کنترل شده که از مرکزیتی خاص و بطور سلسله مراتبی ایجاد می شد، سازماندهی می یافت ، که باعث بوجود آمدن استراتژی ها و قوانین گوناگون برای همه ی گروههای مردمی تحت شرایط گوناگون می شد.
امروز با پیروی از قوانین جدید و پیشرفته و شیوه های تعامل نوین که بخشی از دوران جدید هستند ، روشهای تازه ای برای عکس العمل هر شخص تحت شرایط گوناگون بوجود آمده است.
ادامه ی این مطلب را بخوانید »
پست شده در معماری | Comments Off
جمعه ۱۷ تیر ۱۳۸۴ توسط معماری اينجاست
هتل شرایتون پاریس که در ترمینال دو ، فرودگاه شارل دوگل پاریس قرار دارد با توجه به محل استثنائی اش در کنار جاده اصلی و معماری حجیم و سنگین خود به یک نشان شهری تبدیل شده است.
ادامه ی این مطلب را بخوانید »
پست شده در معماری | Comments Off
چهارشنبه ۸ تیر ۱۳۸۴ توسط معماری اينجاست
تادائو آندو معمار سرشناس ژاپنی این هتل کوچک و زیبا را به عنوان فضایی الحاقی برای موزه هنرهای معاصر ژاپن طراحی کرد سایت این مجموعه زیبا جزیره نائوشیما در ژاپن است که علاوه بر این هتل شامل موزه هنرهای معاصر و پارک ملی زیبایی های شگفت آور است که هتل و موزه را احاطه کرده است.
ادامه ی این مطلب را بخوانید »
پست شده در معماری | Comments Off
جمعه ۲۰ خرداد ۱۳۸۴ توسط معماری اينجاست
Last week ,Isfahan museum of contemporary arts was the host of second exhibition of "traditional clothes" dedicated to introduce Qashqai and mexican Zapotecas cultures. Presence of united mexican states embassador and on of the Qajar princess(once upon aday present place of museum was in her dynasty possession) was very eyecatcher. Inaguration ceremony had begun by Qashqai artists, performed pieces of music with their local instruments accompanied by harmonic dances.Then it was the time for isfahanian boys and BRONZ BAND and their talented composer Amin Bahrami, who had peresented a very energic performsnces of multicultural music based on poems of mexican poet.
ادامه ی این مطلب را بخوانید »
پست شده در Esfahan | Comments Off
جمعه ۲۰ خرداد ۱۳۸۴ توسط معماری اينجاست
پست شده در Uncategorized | Comments Off
چهارشنبه ۱۸ خرداد ۱۳۸۴ توسط معماری اينجاست

گوگل در جدول مناسبتهای مهم خود ، برای یک روز لوگوی خود را بر حسب آن مناسبت تغییر می دهد.
امروز تولد فرانک لوید رایت است و گوگل نیز …
پیدا کنید اهمیت رایت را …
پست شده در حاشيه معماری | Comments Off
یکشنبه ۱۵ خرداد ۱۳۸۴ توسط معماری اينجاست
پست شده در حاشيه معماری | ۱ نظر »
شنبه ۱۴ خرداد ۱۳۸۴ توسط معماری اينجاست
دانشگاه آزاد اصفهان جهت رشد و پویایی جامعه دانشجویی اقدام به برگزاری کارگاه خلاقیت کرده است ، این کارگاه که با موضوع طراحی فضا و مبلمان شهری از نگاه نو در تابستان ۸۴ برگزار می شود و در پایان کارگاه طرحهای برگزیده ، با همکاری شهرداری اصفهان در محل نمایشگاه بین المللی اصفهان به صورت مدل به نمایش عمومی در خواهند آمد.
از دانشجویان علاقه مند دعوت می شود در دومین جلسه کارگاه که ۵ شنبه ۱۹ خرداد ۱۳۸۴ راس ساعت ۱۲ در محل دانشکده برگزار خواهد شد ، شرکت نمایند.
پست شده در اخبار معماری | Comments Off
پنجشنبه ۱۲ خرداد ۱۳۸۴ توسط معماری اينجاست
… وبلاگ دارای خصوصيات منحصر به است ؛ برد اجتماعی بالايی دارد ، حال آنکه تبلور و نماد فرديت انسانی در پهنه ی وب است. ميان خواننده و وبلاگ نويس رابطه ای دو طرفه حاکم است ؛ رابطه ای ساده و هوشمندانه : کامنت ها – Comments تمام حايل های ميان نويسنده و خواننده را برداشته اند و نظرات و عقايد اشخاص در معرض قضاوت همگان قرار داده اند ؛ گويی وبلاگ سفره ای کامل برای همزيستی و همنشينی افراد است.
با وجود گسترش شگفت انگيز وبلاگ های فارسی ظرف دو سال اخير نمی توان کمبود اطلاعات – Information فارسی را کتمان کرد. معمولا جستجوی فارسی Persian searchدر اينترنت ، چيزی نصيب پژوهشگر نمی کند. اين کمبود منابع فارسی مشکلاتی را برای وبلاگ نويسان ايجاد کرده است . نينا شاهرخی وبلاگ نويس وبلاگ «معماری را بياموزيم» تاکيد مي کند ، تاکيد می کند که هيچ سايت فارسی قابل استنادی را در زمينه معماری سراغ ندارد.
کمال يوسف پور از وبلاگ «زروان» کمبود منابع فارسی را تاييد می کند و معتقد است رفع اين کمبودها کار دراز مدت می خواهد و همت جمعی خود دانشجويان را در توليد محتوای فارسی معمارانه می طلبد چرا که :
« … درنهايت سود اين کار عايد خود آنها خواهد گرديد. دانشکده های معماری نيز می توانند با راه اندازی سايت های فعال و انتشار الکترونيکی پژوهشهای دانشجويان ، گام مهمی در اين راستا بردارند … با اين کار پروژه های دانشجويی به منابع قابل استفاده عظيمی در اينترنت تبديل مي شوند.»
اگر منابع فارسی در اينترنت کم هستند ، پس وبلاگ نويسها چگونه به جمع آوری اطلاعات می پردازند ؟ به نظر می رسد بسياری از وبلاگها تنها کپی های ترجمه شده ای از مطالب خارجی در اختيار خواننده قرار می دهند. به عبارت بهتر بيشتر وبلاگها تنها به نقل از سايتهای معتبر معماری اکتفا می کند اما نينا شاهرخی با وجود اينکه شيوه های وبلاگ نويسی را متفاوت با هم می داند ، می گويد :
« من شخصا تا به حال با وبلاگی که فقط به معماری خودی بپردازد ، و هيچ ترجمه يا ارجاعی به سايتهای خارجی نداشته باشد ، برخورد نکرده ام»
از او درباره ی منابع خبری اش سوال می کنم :
« محل بدست آوردن خبر که مشخص است ! روزنامه های روز دنيا گاهی تحقيق های دانشجويی ، سايتهای معتبر يا مهجور معماری و البته به ندرت کتب معماری… »
«يوسف پور» استفاده ار منابع خارجی را بهتر می داند :
«مفهوم واقعی تولید محتو همین است و تکرار مطالب فارسی اندک موجود هيچ ارمغانی برای ايران نخواهد داشت.»
اگر به ذات پديده اينترنت نگاهی کنيم ، در می يابيم که مساله به روز بودن ، دغدغه ی مهم ساکنان دهکده جهانی است. ما اگر خود توليد کننده علم نيستيم ، می توانيم همگام با دانش روز منابع مورد استفاده را برای پژوهش گران ايرانی فراهم آوريم.
« يوسف پور » خوش بينانه به اين قضيه مي نگرد و وبلاگها را به روزتر از فصل نامه های معماری می داند. حال آنکه «شاهرخی» بسياری از وبلاگها را «وبلاگهای فسيل» می داند و اشاره کند که بسياری ار اين وبلاگها مدتهاست به روز نشده اند : «اما در مورد آن تعداد انگشت شمار وبلاگهای معماری که خودم را مقﻯد می دانم لاقل يک بار در هفته به آنها سر بزنم ، اکثريت بر اساس آخرين خبرهای روز هستند .»
ترديدی نيست که تعداد وبلاگهای فعال در زمينه معماری در ايران بسيار محدود است از شاهرخی و يوسف در مورد تبادل دانش بين وبلاگهای فعال پرسيدم ؛ يوسف پور معتقد است :«بين وبلاگهای معماری همکاری و هماهنگی از پيش تعيين شده ای وجود ندارد و باطبع تبادل دانش هم به ندرت و بسيار کم صورت می گيرد.»
شاهرخی کمبود وقت را عامل اصلی عدم ارتباط بين وبلاگ نويسها می داند. او نيز کامنت ها Comments را مجرای مهم برای تبادل اطلاعات مجازی بر می شمارد.
وبلاگها قدمت چندانی ندارند و مثل هر پديده ی نويی زمان طولانی صرف می شود که مورد قبول اجتماع قرار گيرند ؛ اما مقتضيات زمان باعث شده است که دانشجويان معماری - که در واقع خوانندگان ايده آل وبلاگ هستند - خيلی زودتر با اين پديده روبرو شوند. اکثر وبلاگ نويسان استقبال دانشجويان را راضی کننده می دانند. نگاهی به کامنت های هر وبلاگ اين نکته را تاييد مي کند. هرچند « شاهرخی » گلايه مي کند که هنوز بسياری وبلاگ را به رسميت نمی شناسند.
بی گمان به روز بودن وبلاگها و استفاده از منابع معتبر و دست اول ، اعتماد دانشجويان را جلب خواهد کرد. اين يک واقعيت است که دانشجويان معماری نيز به شدت با کمبود منبع دست و پنجه نرم می کنند و در حالی که نشر کتب معماری در ايران نظام خاصی ندارد ، وبلاگ می تواند جای خالی کتاب را پر کند. اما آنچه که نگران کننده است ، «باری به هر جهت » بودن بسياری از وبلاگهاست. اکثر وبلاگهای معماری برنامه ی کاری مشخص را دنبال نمی کنند . نشر مطالب علمی به صورت جسته و گريخته ، تنها فضای موجود را آشفته تر می کند.
«يوسف پور» آرشيو وبلاگش را مويد وجود برنامه ريزی در کارش می داند : «من شخصا سعی می کنم که در کارم از نظر انتخاب موضات و تعداد و زمان انتشار آنها ، از نظمی مشابه يک مجله پيروی کنم. تا به حال هم کاملا طبق برنامه و به طور منظم پيش رفته ام … . »
«شاهرخی» شيوه ای ديگر را برگزيده است : «مقيد به نوشتن در روز يا ساعت خاصی نيستم ، اما تمام مطالبی را که در طول روز با آنها درگير هستم و به نظرم جالب می آيند را اگر فرصت داشته باشم در وبلاگ می گذارم. ضمن اينکه خيلی وقت ها فقط برای وبلاگم و برای اينکه مانند وبلاگهای فسيل نشود نگرانم و سعی می کنم مطلبی را پابليش کنم !»
از تعداد وبلاگهای معماری اطلاعاتی در دست نيست ؛ بسياری از آنها تعطيل شده اند ، بسياری مطالب نامربوط منتشر می کنند و تنها تعداد کمی به مطالب تخصصی توجه دارند. وبلاگهای بسيار زيادی را می توان يافت که توسط دانشجويان معماری اداره می شوند اما در انها هيچ اثری از «معماری» نيست.
اين وبلاگها تنها به توضيح جو حاکم بر دانشکده های معماری بسنده کرده اند و ىا حداکثر جملات به ظاهر پر معنايی درباره ی معماری عرضه می کنند.
«شاهرخی» تعداد وبلاگها را کافی می داند و معتقد است به دليل محدود بودن منابع احتمال اينکه بيشتر مطالب تکراری شوند وجود دارد.
در نقطه مقابل «يوسف پور» تعداد وبلاگ ها را به هيچ وجه کافي نمي داند. او دليل حرف خود را چنين بيان مي کند :
« … هم اکنون با کمی اغماض می توان گفت بيش از ۱۰ وبلاگ معماری فعال و مفيد وجود ندارد. »
در پايان متاسفانه ، می توان گفت ک وبلاگ نويسان و خواننده ها ديگر شوق و شور اوايل راه اندازی وبلاگها را ندارند. ( درست مثل هر تب ديگری ). «شاهرخی» به وقت گير بودن نوشتن وبلاگ تخصصی اشاره مي کند و معتقد است :«هيچ کس تنها به خاطر وجود «موج» وبلاگ نويسی ، وبلاگ نخواهد نوشت.»
او «تب» فروکش کرده را بيشتر متوجه وبلاگهای شخصی می داند. شاهرخی پای مساله ی مهمی را پيش می کشد ؛ مساله ای که نبايد از آن فرار کنيم:
«تا وبلاگ راه بيفتد و روش استفاده صحيح آن را بياموزيم کلي راه باقی است!»
در پايان از «نينا شاهرخی» و «کمال يوسف پور» که وقت خود را در اختيار من قرار دادند ، نهايت تشکر را دارم .
توضيح-۱
متن بالا که بصورت ايتاليک مشخص شده از مجله صنفي دانشکده معماري دانشگاه هنر اصفهان ( طاق - شماره اول ) که با عنوان « لطفا فسيل نباشيد » عينا نقل شده است.
اين عينا يعني کپي برابر با اصل همراه با همان غلطهاي املايي و نگارشي ، که گه گاه غلط نوشتن سخت تر از درست نوشتن است ، شما هم يکبار امتحان کنيد « مقﻯد » !!
توضيح -۲
سه نقطه ي اول هم مبين آن است که چند خطي از کل مطب حذف شده ، البته نه به آن دليل و اين دليل بلکه به جهت نور زياد فلش دوربين که سبب خواندن را سلب کرده بود.
اگر درست خاطرم باشد نگارنده در آن چند خط به جايي يا چيزي به اسم hoder اشاره مي کند که روزي آرزويش ۱۰۰ وبلاگ فارسي بوده است !!!
پرانتز باز
يک - نگارنده در همان چند خط محذوف به ابوالبلاگر فارسي اشاره مي کند ، که اتفاقا اسمش « سر دبير : خودم » است و حتما نگارنده براي تعريف وبلاگ از همان تعريف استفاده کرده است وگرنه نگارنده نمي شد.
دو - نگارنده جهت توجيه بيشتر مخاطب عام گهگاهي کلمات را به صورت دوزبانه مي آورد تا فرهنگ لغت وبلاگي مخاطبين عام را بالا ببرد . ايفورميشن etela`at
سه - نداريم
دوباره همان دو - نگارنده براي اثبات جايگاه مردمي و حضور وبلاگ نويسان در قلب دانشجويان معماري در هيچ جاي متن اشاره اي از نوع اچ تي تي پي به آدرس برقي يا حتي جاروبرقي نمي کند تا مشت محکمي بر دهان آمريکاي جنايت کار باشد.
چهار - نگارنده با توجه به تحقيقات گسترده و خاک صحنه خوردن ساليان دراز دنياي سايبر به اين نتيجه مي رسد که از تعداد وبلاگهاي تخصصي معماري اطلاعات دقيقي در دست نيست و اين بي شک به علت پراکندگي وبلاگها از ژاپن تا ايالات متحده و از مشهد تا تبريز است که شمارش تعداد آنها را مشکل مي سازد.
پنج - پيدا کنيد به تعداد انگشتان يک دست وبلاگ تخصصي معماري زنده !! سپس هورا بکشيد
شش- لطفا آکبند نباشيد.
پرانتز بسته
پست شده در حاشيه معماری | Comments Off
چهارشنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۸۴ توسط معماری اينجاست
کولهاس با تاکيد بر یکتایی ساختمان کار را آغاز مي کند و مانند جواهری که روی یک پارچه گران بها نمایش داده می شود ، آن را بر سطحی از تراورتن صورتی برپا می کند که در نقاط مختلف لایه ی سنگی برای پوشش فضاهای کم اهمیت اطراف میدان مانند تریا ، ایستگاه اتوبوس ، ورودی پارکینگ زیر زمین به سمت بالا خم شده است به گونه ای که به نظر می رسد این فضاها مانند خاکروبه به زیر قالی جارو شده اند .
ادامه ی این مطلب را بخوانید »
پست شده در معماری | Comments Off
جمعه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۴ توسط معماری اينجاست
رم کولهاس را به عنوان یکی از بی پرواترین اندیشمندان معماری مدتهاست می شناسند ، ولی بسیاری از مردم از ذهنیات او اطلاع چندانی ندارند . کولهاس این بار با ساختمان Casa de musica (خانه موسیقی ) اثری متمایز ارائه داده است ، ساختمانی که در آن نبوغ فکری کولهاس با زیبایی شناسی ظاهری ترکیب شده است.
این ساختمان که بین محله ی کارگرنشین و بافت قدیمی شهر قرار دارد ، سالن کنسرتی با گنجایش ۱۳۰۰ نفر ، فضاهای تمرین و استودیوهای ضبط برای ارکستر ملی پورتو را در خود جای داده است.
ادامه ی این مطلب را بخوانید »
پست شده در معماری | Comments Off
چهارشنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۳۸۴ توسط معماری اينجاست
جايزه دوم نخستین جشنواره دانشجویان وبلاگ نویس در بخش علمي – آموزشي به وبلاگ معماري را بياموزيم به دليل پرداختن به هنر معماري در ابعاد مختلف و جمعآوري و پيگيري مطالب مربوط به معماري در دنيا
معماری اینجاست از طرف معماری این موفقیت را به معماری را بیاموزیم تبریک می گوید و آرزوی توفیق روزافزون برای معماری های مقیم سایبر اسپیس دارد.
پی نوشت
شهرام شریف و علیرضا شیرازی از داوران بخش علمی آموزشی بوده اند و درباره انتخاب و نوع قضاوت می گویند.
نکته ای که خیلی جلب توجه میکند ، انگار برنده شدن یک وبلاگ معماری به مذاق اینترنتی ها اصلا خوش نیامده است ، در اعلان رسمی سایت جشنواره به سهو ( لطفا نخوانید به عمد ) معماری را بیاموزیم را معاری را بیاموزیم نوشته اند
و جالبتر آنکه ایسنا ( لطفا بخوانید خبرگزاری دانشجویان ایران ) در گزارشی که با عنوان جشنواره در یک نگاه به بررسی ار ابتدا تا پابان جشنواره می پردازد ، در معرفی برندگان با اسم وبلاگ معماری را بیاموزیم لینک به سایت بیاض می دهد ، احتمالا این هم اشتباه چاپی بوده شما به دل نگیرید 
پست شده در حاشيه معماری | Comments Off
چهارشنبه ۷ اردیبهشت ۱۳۸۴ توسط معماری اينجاست
پست شده در معماری | Comments Off
دوشنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۸۴ توسط معماری اينجاست

ويترويوس پدر معماری در قديمي ترين کتاب معماری موجود ( ده کتاب معماری ) ويژگيهاي معمار را چنين بيان مي کند :
معمار بايد به علوم و معارف گوناگون آراسته باشد، چون با قوه تمييز او است که تمامي آثار ديگر هنرها به محک در مي آيد. معرفت معمار فرزند علم و عمل است . عمل، ممارست مداوم و منظم در کار است يعني کاردستي با انواع مصالح ، طبق يک نقشه و عمل ، قدرت بيان و نمايش چابک دستي معمار است طبق اصول تناسبات.
پس معمارانی که کسب مهارت دستي را مراد خويش قرار داده اند بي علم ، هيچ زمان نتوانسته اند منزلتي را بيابند که سزاوار مرارتهايشان باشد، چون آنانکه فقط بر علم و تتبع تکيه کرده اندکه بي گمان به دنبال صورت بوده اند و معني.
لکن آنانکه معرفتي کامل از علم و عمل دارند ، همچون مرداني تا بن دندان مسلح ، بي درنگ به مراد خود دست يافته اند و افتخار را نصيب خويش کرده اند.
در همه امور ، خاصه معماری ، دو چیز است : آنچه معین است و آنچه به چیزی معنی می بخشد. انچه معین است ، موضوعی است که از آن سخن می گوییم و آنچه معنی می بخشد ، اثباتی است طبق اصول علمی.
پس آنکس که خود را معمار می خواند باید در دو هر متبحر باشد. او باید بالذات با استعداد باشد و هم مستعد تعلیم دیدن.
معمار باید تعلیم دیده باشد تا از خود خاطره های ماندنی تر در رسالتش بجا بگذارد.
معمار باید علم رسم نقشه را بداند تا بتواند بی فوت وقت طرحهایی ترسیم کند ، برای بیان شکل کاری که پیشنهاد می کند.
هندسه نیز کمکی بزرگ به معماری است. خاصه اینکه به ما کاربرد خط کش و پرگار را می آموزد تا در تهیه نقشه های ساختمان در محدوده املاک آمادگی یابیم و گونیا و تراز و شاغول را به درستی به کار بریم.
علم روشنایی را نیز باید بداند چرا که با آن و با استفاده از هندسه نور درون ساختمانها می تواند از نقاط معین ساختمان رسم شود.
معرفتی گسترده از تاریخ لازم است ، زیرا در میان بخشهای تزیینی ساختمان ، بسیاری از نقوش هستند که معنی نهفته در آن را باید بتواند برای دیگران بیان کند.
و اما فلسفه که معمار را بلند نظر و نه خود بین و خاضع ، عادل و درستکار می سازد بدون آزمندی . این اهمیتی بسزا دارد ، چرا که اثری نمی تواند بدون صداقت و راستی به درستی خلق شود. معمار نباید آزمند باشد و خاطر خود را با اندیشه ی کسب در آمد مشغول نماید. اینها همه از جمله احکام فلسفه است.
معمار همچنین باید موسیقی را نیز درک کند تا بتواند از علم فواصل موسیقی و ریاضی آگاهی داشته باشد.
معمار باید علم طب را به علت مسائل اقلیم ها ، هوا ، صحت و عدم صحت زمینها و استفاده از آبهای مخلف را بداند. زیرا بی این ملاحظات صحت در یک خانه فراهم نخوهد شد.
او باید قوانین را بداند. باید قوانینی را بداند که در ساختمانهایی که دیوارهای مشترک دارند لازم است ، با توجه به آبی که از پلکان می ریزد و نیز قوانینی درباره ی زهکشها ، پنجره ها و تامین آب و سایر مقوله ها از ا